محمد مهدى ملايرى
345
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اين قطعه در ميان ساير آثارى كه از پندنامهها و اندرزنامههاى ساسانى به عربى ترجمه شده ، و بخشى از آنها هم در همين كتاب مسكويه آمده ، از ويژگى خاصى برخوردار است ، و آن اين است كه اين قطعه به صورت گزارشى است از يك گفتگوى دستهجمعى در مجلسى از حكيمان و دانايان زمان كه در حضور شاه يعنى همين بهمن براى بحث و گفتگو در ادب و حكمت تشكيل مىشده ، و در آن مسائلى در زمينههاى تربيتى و اخلاقى به گفتگو گذاشته مىشده ، و هريك از حكيمان نظر خود را در آن مسائل بيان مىكردهاند ، و شاه هم خود در آن گفتگو شركت داشته است . ترجمهء فارسى اين قطعه از نويسندهء اين گفتار در كتاب « ادب و اخلاق در ايران پيش از اسلام ، و چند نمونه از آثار آن در ادبيات عربى و اسلامى » با عنوان « ترجمهء سخنان حكمتآميز در مجلس شاه بهمن » نقل شده « 1 » ، در مقدمه اين قطعه چنين آمده : « شاه بهمن شيفتهء سخن نيك بود آن را برتر مىشمرد و نديمان و همنشينان خود را نيز با آن برترى مىبخشيد . روزى دانشمندان زمان خود و حكيمانى را كه به فهم و حكمت به نام بودند گرد آورد و به آنان گفت : من شما را براى امر مهمى كه به انديشهام گذشته ، و براى امورى كه مىخواهم بدانها معرفت حاصل كنم ، گرد آوردهام . و اينك آنها را از شما مىپرسم ، بايد هريك از شما ، بىهيچگونه شتابى ، رأى خود را با همهء خرد و فهمش به كار گيرد و بىانديشه و تأمل به پاسخ مبادرت نورزد . » * * * همهء مورخانى كه به شرح كارهاى اين بهمن اردشير پرداختهاند ، ساختن شهرى را در همين استانى كه مورد گفتگوى ماست از كارهاى او دانستهاند . حمزهء اصفهانى در شرححال او ، هم ساختن اين شهر و هم همه اين ناحيه را به همين بهمن اردشير كيانى نسبت داده . اين هم گفتنى است كه حمزهء اصفهانى در شرح حال اردشير بابكان مؤسس سلسله ساسانى هم ساختن اين شهر را به او نسبت داده
--> ( 1 ) . محمد محمدى « ادب و اخلاق در ايران پيش از اسلام و چند نمونه از آثار آن در ادبيات عربى اسلامى » از انتشارات اداره كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر ، تهران 1352 ه ش . ص 44 تا 52 .