محمد مهدى ملايرى

338

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ابن خردادبه نام اين استان را شادبهمن و قدامه آن را خسرو شادبهمن نوشته است « 1 » . در اين نامها و محل آنها در بعضى از مآخذ جغرافيايى و تاريخى عربى و اسلامى كم‌وبيش جابجايى و اختلافهايى ديده مىشود كه گمان مىرود ناشى از تغييراتى باشد كه در دوره‌هاى مختلف تاريخى در آنها يا در قلمرو آنها روى داده است . مثلا بهمن اردشير كه در آغاز اين صورت به عنوان تسويى از تسوهاى چهارگانهء اين استان آمده و به احتمال زياد نام اين استان از نام همين تسو گرفته شده ، در معجم البلدان ياقوت در ضمن تسوهاى استان شادبهمن نامى از آن نيست « 2 » ، ولى در ذيل كلمه بهمن اردشير آن را استانى وسيع خوانده بين واسط و بصره كه تقريبا همه استان شادبهمن را دربر مىگيرد و ميسان و مذار و بصره را هم جزو آن شمرده است « 3 » . و در جايى ديگر جزيرهء آبادان يعنى همان‌جايى را كه ميان‌رودان مىخواندند « 4 » جزو همين استان بهمن اردشير نوشته « 5 » . و ابن رسته هم اين استان يعنى استان بهمن اردشير را كه آن را به جاى استان كوره خوانده ، آخرين كوره‌هاى عراق و آخر آن را هم جزيره ميان‌رودان دانسته است « 6 » . از روايتى كه طبرى نقل كرده چنين برمىآيد كه ابلّه را در دوران باستان بهمن اردشير مىخوانده‌اند . وى در ذكر خبر اردشير بهمن ، كه در تاريخ به نام اردشير درازدست و به قول طبرى « اردشير طويل الباع » شناخته شده ، گويد كه وى در كوره‌هاى دجله ( - استان شادبهمن ) شهرى بساخت و آن را بهمن اردشير

--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك ، ص 7 و قدامه ، الخراج ، المسالك ص 225 . در اين دو كتاب در تعداد و ترتيب اين تسوها اختلافى نيست جز آنچه در كتاب قدامه يك كلمه خسره بر نام اين استان افزوده شده ، ولى در آن از آنچه ابن خردادبه درباره طسوج ميسان و دست ميسان گفته كه ميسان همان ملوى و دست ميسان همان ابلّه است ، از ملوى و ابله ذكرى نيست . ( 2 ) . ياقوت از تسوهاى شادبهمن تنها تسوى ميشان و تسوى دست‌ميشان و تسوى ابرقباد را ياد كرده ، او هم تسوى دست‌ميشان را همان ابلّه دانسته ( ج 3 ، ص 227 ) . ( 3 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، 1 / 770 . ( 4 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ج 3 ص 174 - 175 . ( 5 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، 3 / 175 . ( 6 ) . ابن رسته ، الاعلاق النفيسة ، ص 104 .