محمد مهدى ملايرى
329
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آب است و نبيذ است * عصارات زبيب است سميّه روسپيذ است و به عنوان يكى از نخستين نمونههاى شعر فارسى اسلامى مورد استناد اهل ادب است « 1 » . نوشجان . و دو دختر از خاندان كسرى در تاريخ اين دوران در موارد چندى نام نوشجان آمده كه در هرمورد به اجمال به آن اشاره شده ، يكى از آن موارد در رويدادهاى دوران خلافت عثمان بن عفان و امارت عبد الله بن عامر بر بصره است . و آنهم در رويداد حمله عبد الله بن عامر به سيستان و خراسان و صلح او با مردم ابرشهر بوده كه طبرى آن را در سال 31 هجرى نوشته است . در اين خبر آمده كه مردم ابرشهر دو دختر از خاندان كسرى يا به تعبير طبرى « جاريتين من آل كسرى » را به نامهاى بابونه و تهمينه ( اين نام در طبرى به صورت طهميج درآمده ) به او تسليم كردند و او آنها را با خود به بصره آورد . بابونه تاب نياورده در بين راه بمرد و عبد الله بن عامر تهمينه را به نوشجان بخشيد « 2 » . واسط واسط كه در زمان حجاج به صورت شهرى معتبر درآمد و بزرگترين شهر كسكر و بلكه يكى از سه شهر بزرگ عراق در دوران اسلامى ، پيش از بناى بغداد ، گرديد هرچند آبادانى آن دوامى نياورد و خيلى زود به ويرانى گراييد ولى همين شهرت تاريخى خود را مديون توجّه حجّاج بن يوسف امير عراق بدانجا و ساختمانهايى بود كه او در بخش غربى آن به وجود آورد و از آن جمله كاخى بود كه به سبب گنبد سبز آن را القبّة الخضراء مىگفتند ، و آن گنبدى بزرگ و بلند بود كه از بالاى آن « فم الصلح » را كه يكى از جاهاى معروف در شمال واسط و در فاصلهء هفت فرسخى آن بود مىشد ديد « 3 » . نوشتهاند كه بناى اين كاخ در سال 83 يا 84 هجرى آغاز گرديد و در سال 86 هجرى پايان يافت ، و حجاج مصالح آن و به خصوص درهاى آنجا را از جاهاى ديگر همين استان مانند
--> ( 1 ) . در جلد اول همين كتاب ص 29 و 30 آگاهى بيشترى از اين داستان خواهيد يافت . ( 2 ) . طبرى 1 / 2887 . ( 3 ) . بلدان الخلافة الشرقية ، ص 59 .