محمد مهدى ملايرى
323
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كرده است « 1 » . ديگر از توابع آنجا محلى بوده آنهم در بخشهاى جنوبى كسكر به نام نغيا كه آنهم ميان واسط و بصره قرار داشته « 2 » . ديگر از اين محلها جايى بوده است كه نام آن در عربى سقاطيه ذكر شده و جنگ ابو عبيد ثقفى را با نرسى كه فرماندهى سپاه ايران را در اين ناحيه بر عهده داشته است در اين محل نوشتهاند « 3 » . * * * نرسى و نرسيان نرسى كه در اين واقعه نام او برده شده پسر خالهء خسروپرويز پادشاه ساسانى بود و اين استان را در اقطاع داشت . او را در اين استان محلى اختصاصى بود كه به نام نرسيان خوانده مىشد . و به گفتهء طبرى كسى را جز خاندان او حق برخوردارى از كشت و زرع و ميوه آنجا را نبوده مگر كسانى كه مورد اكرام قرار مىگرفتهاند و براى بزرگداشت آنها به ايشان اين حق داده مىشده « 4 » . در قسمت غربى كسكر نهرى مىگذشته كه از فرات جدا مىشده و در عربى به « نهر النّرس » خوانده شده يعنى رود نرسى . و اين را هم گفتهاند كه دستور كندن آن را نرسى پادشاه ساسانى كه در سال 292 ميلادى به شاهى رسيده است داده بوده و اين نهر به نام او خوانده شده « 5 » . خاندان اين نرسى كه در اينجا موضوع سخن است در تمام اين منطقه داراى املاك پهناورى بودهاند . برادرزادهء او به نام نوشجان كه ذكر او گذشت در زندورد كه تسوئى از همين استان بود ، داراى كاخ و املاكى بوده و دختر او به نام كامورزاد « 6 » در نواحى بصره داراى كاخ و املاك و نهرى
--> ( 1 ) . ياقوت ، 4 / 368 . ( 2 ) . ياقوت ، 4 / 798 . ( 3 ) . ياقوت ، 2 / 100 - نام اين سردار را نرسيان نوشته كه درست نمىنمايد چون نرسيان نام محلى بوده كه به او تعلق داشته نه خود او . در همين واقعه شاعرى شعرى گفته كه يك بيت آن چنين است : ضربنا حماة النّرسيان بكسكر * غداة لقيناهم ببيض بواتر در اين شعر نرسيان در معنى درست آن به كار رفته . ( ياقوت 4 / 775 ) . ( 4 ) . طبرى ، 1 / 2170 . ( 5 ) . لوسترانج ، بلدان الخلافة الشرقية ص 100 . ( 6 ) . اين نام در معجم البلدان به صورت كامندار و در مآخذ ديگر به صورتهاى ديگر آمده كه غالبا