محمد مهدى ملايرى
321
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اين شهر بر كنارهء دجله نبوده زيرا دجله در ناحيه بطن جوخا جريان داشته ، و در روزگار بهرامگور شكافى در آن پديد آمد كه از مجراى سابق خود بگرديد و در مجراى فعلى كه در كنار واسط است جريان يافت . و به سبب اين تغيير مسير بسيارى از دهها و آباديهايى كه در اين مسير قرار داشت و تا كنارهء صحرا امتداد مىيافت در آب غرقه گرديد « 1 » . * * * همين محل كه به روايت ياقوت از موبدان نام سابقش افرونيه بوده و در دوران اسلامى واسط خوانده شده از قديم يكى از مراكز مهم كسكر و ساكنان ايرانى آن بوده ، و پس از آنهم كه حجاج در اين محل و در كنارهء غربى دجله كاخ سبز خود و بناهاى ديگرى را ساخت بخش شرقى آن كه در شرق دجله قرار داشت همچنان منزل دهقانان و اشراف ايرانى بود و از شهرهاى شناخته شدهء كسكر به شمار مىرفت . يعقوبى واسط را دو شهر نوشته و گويد شهر قديم در جانب شرقى دجله بود . و حجاج شهرى در جانب غربى دجله ساخت و كاخ خود را هم با مسجد جامع در اين شهر ساخت . و گويد : ساكنان اين دو شهر آميختهاى از عرب و عجماند و هركه از دهقانان و اشراف ايرانى باشد منزلش در شهر شرقى است كه شهر مركزى كسكر است « 2 » . * * * شهر خسروشاپور در دوران اسلامى و پس از گسترش واسط و كوشش حجاج تا واسط را مركز آن ناحيه گرداند ، اهميت و اعتبار خود را به تدريج از دست داد . ولى باز هم به صورت يك آبادى بزرگ برپاى ماند و تا روزگار ياقوت هم همچنان نام و آوازهاى داشت . از كسانى كه ياقوت از علماى واسط نام برده چنين برمىآيد كه شهر خسروشاپور با اينكه در اين زمان از توابع واسط به شمار مىرفته ولى از نظر علمى و فرهنگى از مايههاى معتبر اين شهر بوده است . ياقوت دو تن از علماى معروف به واسطى را نام برده كه هردو از همين
--> ( 1 ) . شرح اين داستان را به گونهاى كه ياقوت در معجم البلدان نقل كرده در كلمه واسط ج 4 ص 883 به بعد خواهيد يافت . ( 2 ) . البلدان - ذيل الاعلاق النفيسه ، ص 322 .