محمد مهدى ملايرى
300
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كور باجرمى و نفذ الى نحو سنّ بارما و بوازيج الملك الى حدّ شهرزور . » « 1 » اين هاشم بن عتبة همان است كه در تسوى مهرود هم كه مجاور همين استان بود نام او برده شد و دربارهء مال المصالحهء او با دهقان مهرود به مبلغ يك جريب درهم نيز شرحى در گفتار پيش گذشت . بلاذرى در يك جاى ديگر از كتاب فتوح البلدان نامى از جايى به نام بوازيج برده و آن را بوازيج الانبار ناميده چون در حوالى انبار بوده و گويد آن را جرير بن عبد اللّه البجلّى فتح كرده است « 2 » . در تاريخ طبرى و مروج الذهب مسعودى و معجم البلدان ياقوت و قاموس فيروز آبادى هم نام بوازيج و گاه بوازيح الملك آمده ولى محل آنها زياد روشن نيست . در طبرى در اخبار تاخت وتازهاى خالد بن الوليد در حول و حوش انبار به پادگان مرزى ايران در كنارهء فرات و مجاور صحرا كه پيش از حملهء اعراب صورت مىگرفت گويد به اهل بوازيج شروع كرد و اهل كلواذا را به سوى آنها فرستاد كه با آنها قراردادى ببندد « 3 » . نوشته طبرى كمى گنگ و ناهماهنگ به نظر مىرسد . اين بوازيج احتمالا همان بوازيج انبار است كه در فتوح البلدان هم نامش هست ولى با كلواذا سازگار نيست زيرا كلواذا چنان كه در جاى خود گذشت از تسوهاى شرق دجله است و با اين بوازيج الملك كه همين بازيجان خسرو باشد نزديك و هممرز بوده نه با انبار و اينها هم از دسترس خالد خيلى به دور بودهاند . اعراب پس از فتح قادسيه و مدائن به اينجاها يعنى شرق دجله دست يافتند . طبرى در چند جاى ديگر از تاريخ خود از بوازيج نام برده من جمله در حوادث سال 253 هجرى « 4 » و 258 هجرى « 5 » كه محلّ آنها هم چندان مشخص
--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 325 - اين توضيح هم در اينجا اضافه شود كه در نسخهاى از فتوح البلدان به تصحيح صلاح الدين المنجّد كه در اينجا مورد مراجعه بود بوازيج الملك ، بضمّ ميم و سكون لام ضبط شده كه نادرست به نظر مىرسد . درست آن به قرينهء بازيجان خسرو بايد ملك باشد يعنى شاه . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 301 . ( 3 ) . طبرى ، 1 / 2061 . ) ( 4 ) . طبرى ، 3 / 1689 . ( 5 ) . طبرى 3 / 1873 .