محمد مهدى ملايرى

301

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نيست . مسعودى در مروج الذهب در يك جا بوازيج را در رديف سنجار و الحديثه نزديك موصل آورده « 1 » ، و در جاى ديگر خروج ابو العمود الشارى را « بناحية اليمن و البوازيج و الموصل ذكر كرده « 2 » كه در اين‌جا هم نزديك موصل است و در فهرست اعلام آن كتاب آمده : « البوازيج . . . مدينة فى ناحية الموصل » « 3 » كه معلوم مىشود در همه‌جا سخن از يك محل است كه در ناحيهء موصل بوده . ياقوت از بوازيج تكريت و انبار هردو نام برده و آنها را دو جا شمرده وى در البوازيج چنين آورده : « شهرى است نزديك تكريت در دهانهء رود زاب پايين در جايى كه آن رود به دجله مىريزد . آن را بوازيج الملك مىگويند و در اخبار فتوح ذكر آن آمده و آن در حال حاضر از كارگزارى موصل به شمار است و جمعى از علما هم بدانجا منسوبند ، از آنها از متأخرين منصور بن حسن بن على بن عازل بن يحيى بوازيجى عجلى است كه فقيهى است فاضل و نيك‌سيرت كه به على بن اسحق فيروزآبادى فقه بياموخت و از او حديث شنيد و روايت كرد و در سال 501 درگذشت . و بوازيج انبار موضع ديگرى است احمد بن يحيى بن جابر ( مقصود بلاذرى صاحب فتوح البلدان است ) گفت كه بوازيج انبار را عبد الله فتح كرد و در آنجا تا امروز ( يعنى زمان بلاذرى ) گروهى از موالى او هستند « 4 » . و در قاموس فيروزآبادى چنين آمده : « بوازيج بر وزن قناديل شهريست نزديك تكريت كه آن را جرير بجلى گشوده و از آنجا است منصور پسر حسن بجلى جريرى و محمد پسر عبد الكريم بوازيجيان » . ابن حوقل بوازيج را جزء جزيره ( جزيرهء فرات . م ) و در چهار فرسخى سنّ نشانى داده و فاصلهء سنّ را هم با تكريت ده و اندى فرسخ شمرده و اين را هم نوشته كه سنّ جزء كارگزارى جزيره به شمار است ولى بوازيج از آن كارگزارى به شمار نمىآيد چون اين‌جا همواره از آن كسى بوده است كه بر آن ناحيه غلبه داشته « 5 » . و لوسترانج هم كه همين نام بوازيج را از ابن حوقل گرفته آن را در جزيره و نشانى آن را همچنان در چهار فرسخى

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، بلّا ، ج 3 ص 302 . ( 2 ) . مروج الذهب ، پلّا ، ج 5 ص 53 . ( 3 ) . مروج الذهب ، پلّا ، ج 6 فهرس ص 310 . ( 4 ) . معجم البلدان ، ج 1 ص 750 . ( 5 ) . صورة الارض ، منشورات دار مكتبة الحياة بيروت ، ص 203 .