محمد مهدى ملايرى

298

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پنج تسو كه هرچند نام آن استان با آنچه در اين‌جا آمده يكى نيست ولى نام هر پنج تسوى آن با نام تسوهايى كه ابن خردادبه براى استان بازيجان‌خسرو آورده يكى است « 1 » . دربارهء جزء اول اين نام يعنى بازيجان هم اين مطلب درخور ذكر است : * هرچند چنان كه گذشت اين واژه يعنى بازيجان به شكل فارسى آن جز در سياههء ابن خردادبه نيامده ولى به شكل عربى آن يعنى بوازيح ( جمع بازيج ) در بيشتر مآخذ جغرافيايى عربى آمده ولى نه به عنوان نامى براى اين استان بلكه به عنوان نامى براى جاهايى در مناطق مختلف از اين قبيل : * قدامه در بيان مقدار خراج كارگزاريهاى مغرب كه آنها را از حد فرات به سمت غرب شمرده البوازيج را پس از تكريت و الطيرهان ( خ . ل . طبرهان ) و السّن آورده و بازده ( خراج ) همه را در حد متوسط هفتصد هزار درهم نوشته ( در نسخه چاپ شده كتاب قدامه به تصحيح دوگوى سبع مائه الف الف درهم « هفتصد ميليون درهم » چاپ شده كه ظاهرا يك الف است ) ، در اين‌جا قدامه پس از بوازيج از موصل و توابع آن مانند شهر زور و صامغان هم نام برده . « 2 » * قدامه همچنين در سياهه تفصيلى كل عايدات مملكت اسلام ، چهار محلى را كه پيش از اين گذشت يعنى تكريت و طيرهان و سنّ و بوازيج را يك‌جا آورده و عايدات همه را نهصد هزار درهم نوشته است « 3 » . و آنچه در اينجا گفتنى مىنمايد اين است كه در اين سياهه بوازيج نه جزء سواد است و نه در ابو ابجمعى سواد بنابراين ارتباطى هم با اين استان بازيجان‌خسرو پيدا نمىكند . در اين سياهه عايدات سواد كه در رأس همين سياهه قرار گرفته به تنهايى يكصد و سى ميليون و

--> ( 1 ) . ابن اثير نوشته : چون خسرو انوشروان انطاكيه را در جنگ با روم تصرف كرد و مردم آنجا را به سرزمين سواد كوچانيد دستور داد براى آنها شهرى در كنار تيسفون همانند انطاكيه بسازند و آنها را در آنجا سكونت داد و اين همان است كه آن را روميّه خوانند ، و براى آن ، پنج تسو مقرّر داشت : تسوى نهروان بالا . تسوى نهروان ميانه . تسوى نهروان پايين . تسوى بادرايا . تسوى باكسايا . ( تاريخ الكامل ، ج 1 ، ص 258 ) . ( 2 ) . المسالك ، ص 245 . ( 3 ) . المسالك ، ص 250