محمد مهدى ملايرى
288
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و اما جللتا كه با جلولا يك تسو را تشكيل مىدادهاند ناحيهاى بوده است در جوار منطقهء جلولا كه از نهروان سيراب مىشده و تا قرنها به همين نام خوانده مىشده و در دوران اسلامى علمايى هم از مردم آنجا برخاستهاند كه از آن جمله محسن بن على بن شهفيروز جللتائى است كه از فقهاى معروف شافعى بوده و در شهر رمضان سال 456 در جللتا درگذشته است « 1 » . جلولا و جللتا بر روى هم داراى پنج روستا و هفتاد و شش خرمن جا بودهاند . و خراج آن دو ، روى هم يك هزار كر گندم و يكهزار كر جو و يكصد هزار درهم نقد بوده است « 2 » . در كتاب ابن رسته اين محل به نام جبلتا خوانده شده . وى گويد : در آنجا رودى بزرگ و بر آن رود پلى سنگى از بناهاى ساسانى وجود دارد كه گاهى طغيان رود به اندازهاى است كه آب روى پل را مىپوشاند . ابن رسته نزديك همين محل از پل ديگرى به نام طرارستان سخن مىگويد كه از روى آن گذرگاه نهرى را با سرب تعبيه كرده بودهاند كه آب در آن جريان مىيافته « 3 » . تسوى ذيبين نام اين تسو به همينگونه در مآخذ عربى آمده و دانسته نيست كه تلفظ اصلى آن قبل از تعريب چگونه بوده است . ابن خردادبه و قدامه هردو نام اين تسو را ذكر كردهاند ولى در معجم البلدان ياقوتنامى از آن نيست . شايد بدينعلت كه در زمان ياقوت يا مدتها پيش از او نام اين تسو تغيير يافته و فراموش شده بوده است . به نظر نمىرسد كه اين كلمه ذيبين تحريفى از كلمه زابين و مراد از آن دو زاب بالا و پايين باشد كه از رودهاى معروف اين ناحيه بودهاند ، زيرا چنان كه در جاى خود خواهد آمد رودهاى متعددى كه به نام زاب خوانده مىشدهاند در مناطق ديگرى غير از اين منطقه جريان داشتهاند . اين تسو چهار روستا و دويست و سى خرمن جا داشته و خراج آن به گفته ابن خردادبه هفتصد كر گندم و يكهزار و سيصد كر جو و چهل هزار درهم نقد ، و
--> ( 1 ) . معجم البلدان ، 2 / 106 . ( 2 ) . المسالك و الممالك ، ص 13 و 238 . ( 3 ) . الاعلاق النفيسة ، ص 164 .