محمد مهدى ملايرى
289
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به گفتهء قدامه يكهزار و نهصد كر گندم و يكهزار و سيصد كر جو و چهل هزار درهم نقد بوده است « 1 » . تسوى دستگرد و دو روستا نام اين دو تسو را ابن خردادبه الدسكرة و الرستاقين نوشته « 2 » و قدامه آن را تنها به نام الدسكره ياد كرده بدون رستاقين « 3 » . مىتوان انگاشت كه در زمان قدامه دو روستا از اين تسو حذف شده بوده و به همين سبب هم خراجى را كه قدامه براى اين تسو نوشته كمتر از خراجى است كه ابن خردادبه نوشته است . دسكره صورت عربى شدهء دستگرد است . دستگرد به دو صورت در زبان فارسى به كار رفته يكى همين دستگرد و ديگرى دستجرد . در ايران از قديم آباديهاى بسيارى به اين نام خوانده مىشدهاند و امروز هم اين نام فراوان است « 4 » . اين تسو كه به نام مركز عمدهء آن دستگرد ناميده شده در شمال غربى تيسفون و بر گذرگاه شاهراه مدائن - خراسان و بين بغداد و جلولا قرار داشته . فاصله آن تا بغداد شانزده فرسخ و تا جلولا هفت فرسخ بوده . غير از اين محل در منطقه سواد چندين آبادى ديگر نيز به همين نام دسكره وجود داشته كه يكى در نواحى رود ملكا در غرب بغداد و ديگرى در مقابل جبّل در جنوب عراق بوده است . در خوزستان هم دهى به نام دسكره خوانده مىشده . ولى اين دسكره كه در اينجا مورد گفتگو است و تسويى به نام آن خوانده شده و به دسكرة الملك معروف بوده اهميت و اعتبار ديگرى داشته است . ياقوت دربارهء شهرت اين شهر به دسكرة الملك گويد : چون هرمز پسر شاپور پسر اردشير بابكان در آنجا بسيار اقامت مىكرده از اينرو آنجا را دسكرة الملك ( - دستگرد شاه ) ناميدهاند . ظاهرا اين دستگرد در همه دوران ساسانى اهميت و اعتبار خود را حفظ كرده و شاهان ساسانى را در اينجا كاخهاى
--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ، ص 13 و 238 . ( 2 ) . المسالك و الممالك ، ص 6 و 13 . ( 3 ) . قدامه ، الخراج ، المسالك و الممالك ، ص 235 و 238 . ( 4 ) . در فرهنگ آباديهاى ايران نشانى از 23 آبادى به نام دستگرد و 34 آبادى به نام دستجرد داده شده .