محمد مهدى ملايرى
286
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مبلغى صلح كرد به شرطى كه از مردم آنجا كسى را نكشند . مبلغى كه دهقان مهرود به هاشم پرداخت يك جريب درهم بود « 1 » . تسوى سلسل سلسل به كسر دو سين نام رودى بوده است كه اين تسو را آبيارى مىكرده . تسوى سلسل نيز در قسمت شرقى استان شادقباد و پيوسته به تسوى مهرود و بر سر شاهراه مدائن به خراسان قرار داشته « 2 » . خراج اين دو تسو يعنى تسوى مهرود و سلسل را روى هم ابن خردادبه دو هزار كر گندم و دو هزار و پانصد كر جو و دويست و پنجاه هزار درهم نقد « 3 » و قدامه آن را دو هزار كر گندم و يكهزار و پانصد كر جو و يكصد و پنجاه هزار درهم نقد « 4 » نوشته است . تسوى جلولا و جللتا جلولا هم نام خود را از رود بزرگى كه در اين تسو جريان داشته و چنان كه ديديم يكى از هفت نهرى بوده كه از تامرا يا دياله جدا مىشده ، گرفته است .
--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 324 ، و ياقوت ، معجم البلدان 4 / 700 . عبارت عربى چنين است : « . . . حتى اتوا مهروذ و على المقدمة هاشم بن عتبة بن ابى وقاص فجائه دهقانها و صالحه على جريب من الدّراهم على ان لا يقتلوا من اهلها احدا . » جريب در حال حاضر همچون واحدى براى اندازهگيرى زمين به كار مىرود ولى در قديم به پيمانهء مشخصى گفته مىشد كه براى توزين دانههايى همچون گندم و جو به كار مىرفته . و در اين عبارت بلاذرى و ديگر مآخذى كه از مال المصالحه مهرود سخن گفتهاند نيز مراد همين پيمانه است . جريب را به همين معنى در ايران سابقهاى است طولانى ، و در جاهاى مختلف هم اندازههاى مختلف داشته . جريب از پيمانههاى بزرگ بوده و به اجزاء كوچكترى به نام قفيز تقسيم مىشده . قفيز امروز هم در روستاهاى ايران همچون پيمانهاى براى توزين غلات به كار مىرود ولى در حال حاضر ظاهرا جريب در اين معنى كاربرد ندارد ، در فارس چنان كه مقدسى نوشته ، احسن التقاسيم ( ص 425 ) جريب به 9 قفيز تقسيم مىشده ، ولى در عراق به چهار قفيز . و چون هرقفيز برابر بوده با شصت و چهار رطل بغدادى و هررطل بغدادى هم برپايهء حسابهايى كه اهل حساب كردهاند برابر بوده با 408 گرم به حساب امروز ، بنابراين اگر كسانى بخواهند براى يافتن مبلغ يك جريب درهم به حسابى دقيقتر برسند بايد وزن و قيمت درهم نقرهء آن روز را هم به دست آورند و سر فرصت به حساب بنشينند . ( 2 ) . معجم 3 / 116 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ، ص 13 . ( 4 ) . المسالك و الممالك ، ص 238