محمد مهدى ملايرى

281

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خوزستان كه در حمله اعراب ويران شده و بعدها در همسايگى آن شهر يا قصبه‌اى به نام عسكر مكرّم جاى آن را گرفته ، و ويرانه‌هاى آن را در خوزستان در محل بندقير و در مصب رود كركر « 1 » به كارون نشان مىدهند « 2 » . به‌هرحال براى اين‌كه از آنچه در اين مآخذ درباره رستقباد آمده نمونه‌اى در دست باشد ، سعى مىشود در اين‌جا تا حدى كه متناسب با اين گفتار باشد به آنها اشاره شود هر چند در ظاهر با اين تسو هم بىارتباط باشند ، زيرا در هرحال همه اينها حتى پريشانى و آشفتگيهايى هم كه در اخبار آنها ديده مىشود خود نمودارى است از تاريخ پرابهام اين دوران ، كه آن‌هم بايد دانسته شود . رستقباد در مآخذ عربى در معجم البلدان زير كلمه دستوا دربارهء رستقباد چنين آمده : « در اخبار نافع بن ازرق آمده كه چون مسلم بن عيسى به نبرد با او بيرون شد نافع به رستقباد از سرزمين دستوا از نواحى اهواز فرود آمد » « 3 » . و در همين كتاب زير كلمهء عسكر مكرم ياقوت اين مطلب را از قول حمزه اصفهانى با وضوح و تفصيل بيشترى آورده است ، گويد : « حمزه اصفهانى گفته : رستقباد تعريب رستم‌گواذ نام شهرى بود از خوزستان كه عربها در صدر اسلام آن را ويران كردند و در نزديكى آن شهرى بنياد يافت كه اردوگاه مكرم بن معزاء الحارث ، يا اردوگاه مكرم يكى از موالى حجاج بن يوسف گرديد كه حجاج او را براى سركوبى خرزاد بن باس ، كه سر از فرمان برتافته و به ايذج رفته و در دژى كه به نام خود او خوانده مىشد

--> ( 1 ) . رود كركر كه در بندقير به كارون مىريزد در اصل يكى از شعبه‌هاى همين كارون است كه در نزديكى شوشتر از آن جدا شده و پس از پنجاه كيلومتر در اين ناحيه به كارون مىپيوندد . كيهان ، جغرافياى مفصل ايران ، 1 / 76 . ( 2 ) . نشانى اين رستقباد خوزستان را در كتاب لوسترانج « بلدان الخلافة الشرقيه » ، ص 272 بدين‌گونه خواهيد يافت : مكرم در نزديكى ويرانه‌هاى شهر ايرانى رستم‌گواذ ( - رستقباد عربى ) لشگر زده ، و در آن‌هنگام آن شهر وجود نداشته . و هرچند عسكر مكرم به تدريج به صورت شهرى درآمد كه تا قرن چهارم هجرى هم وجود داشته ولى آن‌هم از ميان رفته و نشانه‌اى كه از آن مانده ويرانه‌هايى است نزديك بندقير كه محل تلاقى آب كركر ( رود مسرقان ) به رود كارون است . » ( 3 ) . ياقوت 2 / 574 .