محمد مهدى ملايرى

272

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كر گندم و هزار و پانصد كر جو و سيصد و سى هزار درهم نقد بوده است « 1 » . * * * تسوى جازر ( - گازر ) فارسى اين نام برحسب قاعده بايد گازر باشد و گرچه ياقوت در ذيل اين كلمه آن را مشتق از جزر عربى گرفته كه در عبارتى همچون جزر الماء به كار مىرفته ولى اين اشتقاق درست نيست . زيرا اين تسو از تسوهاى قديمى سورستان يا سواد بوده و پيش از آمدن عربها به اينجا وجود داشته و به همين نام هم خوانده مىشده « 2 » . و در جايى هم قرار نداشته كه با جزر و مدّ آب سروكار داشته باشد . غير از اين تسو يك تسوى ديگر در استان شادشاپور به همين نام ولى به صورت جمع آن يعنى « الجوازر » وجود داشته كه معلوم مىشود اين نام از نامهاى متداول آن زمان بوده . گازر و گازران از قديم در ايران براى نام ده يا روستا از نامهاى آشنا بوده ، گازر محلى بوده در شاپور فارس كه جنگ مهلّب و خوارج در آنجا اتفاق افتاد . و عبد الرحمن بن محنف در آنجا كشته شد و به همين‌جهت نام آن در تاريخ آن دوران آمده ، و نامهايى از قبيل گازران و گازرخان و گازرگاه در نام دهات ايران فراوان است « 3 » . تسوى جازر در جنوب بغداد و شمال تيسفون بوده و مركز آن‌هم شهر يا قصبه‌اى بوده به همين نام . اين قصبه تا زمان ياقوت هم وجود داشته و وى نشانى آن را در حوالى نهروان داده است . * * *

--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك ص 12 - قدامه المسالك ، ص 238 . ( 2 ) . طبرى در ضمن حوادث حملهء اعراب به ايران از اين جازر نام برده ( 1 / 2442 ) و ابن اثير نيز در ضمن اخبار قلع‌وقمع مزدكيان در زمان انوشيروان محل آن واقعه را بين جازر و نهروان تا مدائن نوشته است . ( الكامل ، ابن اثير ، ج 1 ، ص 314 ) . ( 3 ) . كازران نام سه ده در اراك و ساوه ، كازرسنگ در تهران ، گازرگاه در كازرون ، كازرخان در قزوين ، گازرخانى در سنندج ، گازار در بيرجند و گازور در زاهدان ( ن . ك . فرهنگ آباديهاى ايران از دكتر لطف الله مفخم پايان )