محمد مهدى ملايرى

266

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

داشت . و خراج آن 2500 كر « 1 » گندم و 2200 كر جو و 000 ، 300 درهم

--> و به وسيله ماشين انجام مىگيرد ، و همچنين به علت منسوخ شدن نظام مالك و رعيتى كه نيازى به تقسيم محصول بين مالك و كشاورز نيست خرمن جا هم رفته‌رفته اهميت خود را از دست مىدهد ، و شايد در آينده چنين جايى در روستاها وجود نداشته باشد . ولى در گذشته چنين نبوده و به خصوص در دوران ساسانى و بالاخص پيش از اصلاحات انوشيروان كه خرمنگاه در روستاها اهميتى فراوان داشته ، زيرا در آن روزگار ماليات ديوان هم به نسبتى از محصول برداشت مىشده و پس از پاك و آماده شدن محصول مىبايستى در خرمن‌گاه بماند تا نماينده ديوان هم حاضر شود و نخست سهم ديوان از محصول حاضر جدا گردد و آنگاه محصول بين مالك و كشاورز تقسيم شود ، و براى اين منظور مىبايستى خرمن جاها در هر روستايى مشخص و معين باشند كه كارهاى كشاورزان در آنجا هم از ديد مأموران ديوان پنهان نماند . و به همين‌سبب شمار خرمن‌گاههاى هرروستا در ديوانها ثبت مىشده و اين امر در دوران اسلامى هم همچنان در ديوانهاى خراج ادامه يافته است . و در زبان عربى چنين جائى را « بيدر » مىخوانند گرچه اين كلمه را در فرهنگها عربى نوشته‌اند ولى عربى نيست يكى بدان علت كه معنى آن با اشتقاق عربى بيگانه است و ديگر بدان علت كه اعراب با چنين محلى در ايران آشنا شدند بنابراين طبيعى است كه همان اصطلاح محلى را به كار برده و به مقتضاى زبان خود در آن تغييرى داده باشند ، درست نمىدانيم كه چنين جايى را در دوران ساسانى چه مىخوانده‌اند كه در عربى به « بيدر » تبديل شده . ادىشير در كتاب « الالفاظ الفارسية المعرّبة » اصل فارسى آن را « پادار » دانسته ، و سيد محمد على امام شوشترى در كتاب ( فرهنگ واژه‌هاى فارسى در عربى ، ص 115 ) آن را پادر نوشته به معنى پاى در خانه « زيرا محل خرمنگاه هرده نزديك خانه‌هاى ده برگزيده مىشود » . از گفته آقاى احمد سوسه در كتاب رىّ سامرا در ضمن شرح استانهاى نهروان چنين برمىآيد كه گويى بيدر را يك واحد وزن پنداشته . وى دربارهء خراج همين تسوى بزرگشاپور گويد : « و كان هذا الطسوج يقسم بدوره الى تسعة رساتيق ، اما جبايته من الحبوب فقد بلغت مائتين و ثلاثة و ستين بيدرا تشمل على الفين و خمسمائة كرمن الحنطة . . . الخ » ( 2 / 356 ) يعنى اين تسو به نه روستا تقسيم مىشد ، و ماليات جنسى آن بالغ بر دويست و شصت و سه بيدر مىشد كه مشتمل بر دو هزار و پانصد كر گندم بود » . ولى بيدر واحد وزن نيست و در اين معنى هم به كار نرفته . ( 1 ) . كر ، پيمانه‌اى بوده است براى وزن و از اين‌كه در كتابهاى لغت عربى آن را از پيمانه‌هاى عراق گفته‌اند معلوم مىشود از پيمانه‌هايى بوده كه پيش از اسلام در ايران به كار مىرفته و بعضى آن را تا زمان بابليان به پيش برده‌اند بنابراين مىتوان گفت كه همين واحد در ديوانهاى ساسانى هم به كار مىرفته و از آنجا به ديوانهاى خلافت راه يافته . كر مانند همه واحدهاى وزن و اندازه در