محمد مهدى ملايرى
265
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مجراى كنونى دجله را كه در آن زمان زمين كشاورزى بوده جزء همين تسو مىشمارند ، همچنان كه اراضى ديگرى كه امروز از دنبالههاى نهر « الخالص » مشروب مىشوند و شامل « دلتاوه » ( الخالص كنونى ) و « هبهب » و « سعديه » و « جيزانى » و « منصوريه » و « قصرين » و « جديده » و « دوخله » و « حويش » و زمينهاى زراعتى مجاور مىگردند . نيز جزء همين تسو مىدانند « 1 » . در اين تسو جويهاى بسيار روان بوده كه همه از ساحل راست قاطول بالاى كسروى جدا مىشده و از بالاى قاطول پايين ( نهر قايم ) مىگذشته و سپس به منطقهاى كه در آن باغهاى كنونى ( بلد ) واقع است ، و همچنين به زمينهاى اطراف در جنوب امتداد مىيافته است . شاخههايى هم كه از نهر قائم در جنوب قاطول بالا جدا مىشده اراضى جنوبى اين تسو را كه امروز از دنبالههاى نهر خالص سيرآب مىشوند مشروب مىساخته است . هنوز هم آثار جدولهاى قديمى ، كه از قاطول بالا و از نهر قائم جدا مىشدند و به ساحل شرقى مجراى قديم دجله امتداد مىيافتند ، ديده مىشود . اين آثار كه امروز در جانب غربى مجراى دجله است در آن هنگام در جانب شرقى دجله بوده و از بارزترين آنها همان است كه امروز به نام « نهروانات » خوانده مىشود و آن آثارى است كه در مجاورت « تل جبّارات » در شمال باغهاى ( بلد ) كنونى واقع است . تسوى بزرگ شاپور نه روستا و دويست و شصت بيدر ( - خرمنگاه ) « 2 »
--> ( 1 ) . رى سامرا ، ج 2 ص 355 . ( 2 ) . بيدر يا خرمنگاه قطعه زمين وسيعى را گويند در روستاها كه آن را صاف و هموار مىكردهاند و براى جمعآورى غلات و ديگر دانهها كه پس از درو بايستى دانههاى آنها از كاه جدا شود آماده مىساختهاند . و از آنجا كه همه كارهاى كشاورزى از هنگام درو تا حمل به انبار از خرمن كردن و كوبيدن و باد دادن و بوجارى و تقسيم كردن در همانجا انجام مىيافته ، از اينرو خرمنگاه يكى از جاهاى مشخص هرروستا به شمار مىرفته و در هرده به نسبت بزرگى و كوچكى آن چندين خرمن جا وجود داشته است . در زمان ما هم در همه روستاها خرمنگاههاى متعدد هست ولى به علت ماشينى شدن كشاورزى كه درو و كوبيدن و باد دادن و پاك كردن همه يك جا