محمد مهدى ملايرى
249
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در دو جا اين واژه به كار رفته يكى در شمردن نهرهايى كه از رودخانه قم بريده شدهاند بدينگونه : « . . . نهر ديگر نهرى است كه آن را نهر قورج گويند يعنى كنده كه از وادى قم برگرفتهاند با جانب قريه برزآباد و ناحيت سراجه و غير آن . . . » « 1 » . و ديگر در ذكر كاريزهاى بسيارى كه در ايام عجم ( يعنى دوران پيش از عرب ) در قم روان بوده و پس از آنها روى به ويرانى نهادهاند با اين عبارت ؟ « . . . پس اين كاريزها روى در نقصان نهادند و به اندك روز كارى خراب شدند و قورجات آن يعنى در كاريزها و مستقها كه در زيرزمين كنده بودند باقى مانده بود . . . « 2 » » . و از اين نام چنين برمىآيد كه آبراهى كه براى اين منظور به دستور انوشروان از دجله بريده بودهاند در ابتداى آن يا قسمتى از آن سرپوشيده بوده . علت اينكه در موسمهاى كمآبى چنين مشكلى براى ساكنان جنوبىتر دجله پيش مىآمده اين بوده كه چون در جايى كه قاطول از دجله جدا مىشده به سبب سد درون آبى كه براى آبگيرى قاطول در آنجا ساخته بودهاند آب دجله تا آن حد بالا مىآمده كه پس از تأمين تمام آب مورد نياز قاطول مازاد آن از بالاى آن سد به مجراى اصلى لبريز مىشده و اين امر در ايام عادى براى بخشهاى جنوبىتر نامحسوس بوده و در ايام پرآبى و طغيان هم از آنجا كه تا حدى تعديل كننده طغيان و مانع ويرانگريهاى آن در بخشهاى جنوبى مىگرديده اثرى عمرانى داشته . ولى در سالهاى كمآبى وجود آن براى بخشهاى جنوبىتر خوشآيند نبوده زيرا در اين سالها با آبگيرى قاطول از دجله آب دجله از سطحى كه مورد استفاده آنان بوده پايينتر مىافتاده و از دسترس آنان خارج مىگرديده . از اينرو در يكى از چنين سالها روستاييان اين بخشها گرد هم آمده و براى دادخواهى به نزد خسرو انوشيروان رفتند . ياقوت اين داستان را چنين نوشته است : * * *
--> ( 1 ) . تاريخ قم ، ص 51 . ( 2 ) . تاريخ قم ، ص 41 - 42 .