محمد مهدى ملايرى

250

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

روايتى از ياقوت درباره قاطول و قورچ « . . . چون كسرى آب‌راه قاطول را حفر كرد اين آب‌راه به ساكنان مناطق پايين‌تر زيان رسانيد ، و آب از آنها بريده شد آنچنان كه به بينوايى افتادند و دارايىشان از دستشان رفت . پس مردم اين نواحى نزد كسرى رفتند تا از آنچه بر آنها رفته شكايت كنند ، و آنها وقتى به او رسيدند كه او براى گردش خارج شده بود و چون آنها را ديد و از سبب اجتماع آنها پرسيد گفتند ما به دادخواهى آمده‌ايم . خسرو پرسيد از كه ؟ گفتند از تو . پس خسرو از اسب به زير آمد و بر روى زمين نشست و چون بعضى از همراهان او فرشى آوردند كه بر روى آن نشيند نپذيرفت و گفت چون گروهى آمده‌اند كه از من شكايت كنند من هم چون آنها جز بر زمين ننشينم . آنگاه از موضوع دادخواهى آنها جويا شد . گفتند : اين قاطول كه به دستور تو كنده شده سرزمين ما را ويران كرده و آب را از ما بريده و كشتزارهاى ما را نابود ساخته . خسرو گفت اگر وضع چنين است دستور مىدهم آن را مسدود سازند تا آب به شما برسد . گفتند نمىخواهيم تو را به چنين كار دشوارى واداريم كه اراده تو را خلل رساند ، ولى تقاضا داريم دستور دهى تا براى ما هم آب‌راهى از پايين آن قاطول بگشايند . او هم دستور داد تا در ناحيه قورج مجراى جديدى بگشايند و بدين‌سان سرزمين آنها هم پرآب گرديد و روزگار آنها به نيكى گراييد . . . » « 1 » . چنين مىنمايد كه ، يا در طرح مدينة السلام منصور كه در بخشى از سرزمين آباد و گستردهء بغداد بنا شده بود حساب سيلابهائى كه در هنگام طغيان دجله از طريق اين آب‌راه به اين منطقه منتقل مىشده از نظر دور مانده بوده ، و يا در دوره‌هاى بعد كه اين شهر از هرسو بىحساب و كتاب گسترش مىيافته اين شهر در مسير آن سيلابها قرار گرفته و از آن آسيب مىديده است . ياقوت پس از شرح اين آب‌راه و چگونگى ايجاد آن در دوران گذشته دربارهء وضع آن در زمان خودش چنين مىنويسد : « ولى امروز اين نهر براى مردم بغداد بلايى شده زيرا

--> ( 1 ) . ياقوت ، معجم 4 / 198 و 199 .