محمد مهدى ملايرى

248

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

انوشروان ساخته شده باشد . اين پل با سنگهاى سياه آتش‌فشانى كه از مناطق كوهستانى دوردست به آنجا حمل شده بود بنا گرديده و چون در ساختمان آن سرب به كار رفته بوده آن را در عربى « قنطرة الرصاصى » خوانده‌اند و به همين سبب مجرايى را هم كه اين پل بر روى آن قرار داشته مجرى الرّصاصى مىگويند . كف اين رود يعنى قاطول كسروى در صدر آن از سطح آب دجله در هنگام پرآبى آن 3 متر و در هنگام كم‌آبى آن هشت متر بالاتر بوده است . ابعاد اين رود را براساس مقياسهايى كه از آثار آن به دست آمده بدين‌گونه ترسيم كرده‌اند : در فاصله 25 كيلومتر اول آن كه اين رود از ارتفاعات سنگى سخت مىگذشته عرض كف رود بين بيست تا بيست و پنج متر و عمق آن بر وجه تقريب بين 10 تا 12 متر بوده است ولى پس از طى اين فاصله كه رود به دشت مىرسيده عرض آن بيشتر و از عمق آن كاسته مىشده تا جايى كه عرض آن به يكصد متر و عمق آن بين دو تا سه متر مىرسيده و به تدريج مجرا گسترش مىيافته است . و وقتى كه در دوره‌هاى بعد با قاطول ديگرى كه به قاطول پايين معروف شده به هم مىپيوسته است عرض آن به 120 تا 130 متر مىرسيده . آب‌راهى به نام قورج و علت كندن آن يكى ديگر از طرحهاى مهم آبيارى در شرق دجله كه آن‌هم با نام انوشيروان قرين بوده آب‌راه بزرگ ديگرى بوده است كه انوشروان بر اثر دادخواهى مردمى كه در بخشهاى جنوبىتر رود دجله در مجاورت تيسفون و بغداد مىزيسته‌اند ، و از قاطول كسروى كه بيشتر آب دجله را در موسمهاى كم‌آبى به خود مىگرفته است زيان مىديده‌اند ، دستور كندن آن را داده بوده ، و در تاريخ به نام قورج معروف شده است . قورج واژه‌اى است فارسى ولى به شكل عربى . اين واژه در تاريخ قم هم جزء اصطلاحات آبيارى آنجا به كار رفته و در آنجا كنده معنى شده ، بنابراين بايد اصل آن گوره يا كوره باشد . كوره امروز هم در فارسى از اصطلاحات مقنيان است و آن را براى آبراههاى زيرزمينى و سرپوشيده به كار مىبرند . در تاريخ قم