محمد مهدى ملايرى

240

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بازيگان‌خسرو كه نام آنها اجمالا در بيان سياههء ابن خردادبه و قدامه گذشت و در گفتارهاى آينده هم دربارهء هريك با تفصيلى بيشتر سخن خواهد رفت . در اين گفتار سخن دربارهء جهات مشترك آنها و برخى از طرحهاى بزرگ آبيارى و تأسيسات مهم دفاعى و امورى است كه شناخت آنها براى راه‌يابى به پايه‌هاى اصلى عمران همهء اين منطقه شرق دجله ضرورى است . مهمترين جهت مشترك اين سه استان كه باعث شده ابن خردادبه آنها را در يك دستهء مشخص قرار دهد اين بوده است كه اين سه استان هرسه از دو رود دجله و تامرّا سيراب مىشده‌اند . تامرّا چنان كه در استان شادفيروز گذشت همان رود دياله است كه از رشته‌كوههاى زاگرس به نامهاى مختلف و از دره‌هاى غربى آن به سوى دشت بين النهرين سرازير مىشده و در مدخل اين استانها ، به وسيلهء سدّى كه بر آن بسته شده بوده و وصف اجمالى آن در گفتار پيش گذشت ، به چند رشته تقسيم مىگرديده كه برخى از آن رشته‌ها در همان استان شادفيروز به مصرف آبيارى آنجا مىرسيده و برخى ديگر با نامهاى ديگر به همين استانهاى شرقى دجله جريان مىيافته و با رودهاى ديگرى درهم مىآميخته كه در شرح آن استانها به آنها هم اشاره خواهد شد . نكته‌اى كه در اين‌جا بايد بدان توجه داشت اين است كه اين رود دياله يا تامرّا چون در مسير خود در قلمرو اين سه استانى كه ذكرشان خواهد آمد با رود نهروان ، كه خود كانون طرحى عظيم براى مشروب ساختن بخش گسترده‌اى از اين منطقه بوده داخل مىشده ، گاهى به آن كمك مىرسانده و گاهى از آن كمك مىگرفته ، از اين‌رو اين رود نهروان هم در بعضى جاها در لهجهء محلى تامرّا ناميده شده است . از نوشته‌هاى تاريخى و از آثار نهرها و سد و بندهاى قديمى و تپه‌هاى باستانشناسى « 1 » فراوانى كه در همه‌جاى بخش شرقى دجله و بيابانهاى آن ديده مىشود چنين برمىآيد كه همهء اين بيابانهاى خشك و تشنه ، كه در گذشته محل

--> ( 1 ) . مقصود تپه‌هايى است كه از ويرانه‌هاى آثار قديم تشكيل يافته و مورد توجه باستان‌شناسان و محل كاوشهاى باستانشناسى است .