محمد مهدى ملايرى
194
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نيست . در اين كتاب هم هرچند نامى از هيچ اثر ايرانى يا فارسى برده نشده ولى چون نخستين كتابى است كه در اين رشته در زبان عربى تاليف شده و هنوز همه مطالب آن به خورد زبان عربى نرفته است در آن علائم و آثار و نشانههاى فراوانى مىتوان يافت كه جوينده را به منابع اصلى آن ، اگرنه با اسم و رسم ، بلكه تا حدى با نوع و كيفيت آنها رهنمون مىشود و سير تاريخى آنها را تا دورانهاى خيلى قديمتر نشان مىدهد . و اين چيزى است كه در گفتارهاى آيندهء كتاب حاضر به خصوص در آن قسمت كه با تقسيمات كشورى و ديوانى همين سرزمين سورستان در دوران ساسانى و دوران انتقال ارتباط مىيابد روشنتر بيان خواهد شد . سنجشى بين اين كتاب و آثار مشابه پس از آن تا قرن چهارم در سخن از اينكه آثار علمى و فرهنگى ايران پس از ترجمه و نقل به زبان عربى آنچنان به خورد زبان عربى رفت و نشانههاى ايرانى و فارسى آن محو گرديد كه حتى وجود چنان آثارى در ادبيات ساسانى هم بعدها مورد ترديد قرار گرفت ، در يكى از گفتارهاى گذشته به اين امر اشاره شده بود كه چون اين تحول به تدريج صورت گرفته بنابراين براى تحقيق در اين موضوع و راه يافتن به اصول فارسى و ايرانى برخى از منابع عربى اسلامى هرگاه به نخستين مولفات عربى در هررشتهاى كه در عربى سابقه نداشته يا به منابعى نزديك به آنها دسترسى باشد و آنها از اين لحاظ مورد تحقيق قرار گيرند و مطالب آنها با مولفات بعدى در همان رشته مقايسه شوند مىتوان همراه با سير تاريخى آن مطالب ، از هنگامى كه آن آثار در مؤلّفات عربى راه يافته تا هنگامى كه به تدريج به خورد زبان عربى و شكل فارسى و ايرانى آن محو شده ، به كيفيّت اين تحول پى برد . و چون كتاب « المسالك و الممالك » ابن خردادبه به عنوان نخستين تأليف عربى در اين رشته از دانش جغرافيائى از اين نظر مورد بررسى قرار گيرد و سير مطالب آن در كتابهائى كه پس از آن در همين رشته به زبان عربى تاليف شده پىگيرى شود چنين نتايجى به دست خواهد آمد :