محمد مهدى ملايرى

181

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

يكى نسخه‌اى خلاصه‌تر كه آن را باربيه دو منار C . Barbier de Meynard در سال 1865 ميلادى منتشر كرده « 1 » ، و ديگرى نسخه‌اى مفصل‌تر كه سال‌ها پس از چاپ باربيه دومنار يافت شده و آن همين نسخه‌اى است كه دوگوى آن را چاپ كرده است . دوگوى در اين مقدمه كوششى هم براى تشخيص مطالبى از اين كتاب كه در جاى واقعى خود قرار نگرفته و در اثر مسامحهء نسخه‌نويسان يا علل ديگر جابه‌جا شده‌اند ، به كار برده كه دقت و بينش او در هردو مورد درخور ستايش و براى بهتر شناساندن كتاب المسالك و الممالك باارزش و براى كسانىكه در راه تصحيح و چاپ دست‌نويس‌هاى قديم گام برمىدارند سرمشقى آموزنده است . و از ميان مطالب سودمندى كه از اين مقدمه به دست مىآيد اين يكى را هم بايد ياد كرد كه آنچه را كه وى به نام كتاب « المسالك و الممالك » چاپ كرده و اكنون مورد مراجعه است نسخهء كامل اين كتاب نيست ، بلكه خلاصه‌اى است از آن‌كه گوئى كسى آن را براى استفادهء شخصى خودش از كتاب اصلى خلاصه كرده است . در خود كتاب هم مىتوان شواهدى بر اين مطلب يافت و از آن جمله آخرين مطلب كتاب است كه ناتمام مانده و پيش از پايان آن مطلب كتاب پايان يافته است « 2 » . هرچند نظر عالمانهء دوگوى دربارهء تاريخ تأليف اين كتاب بسيارى از امور مبهم را در اين‌باره روشن ساخته و برخى از مطالب را كه از لحاظ زمانى ناهماهنگ به نظر مىرسند توجيه كرده ولى براى توجيه همهء اين‌گونه مطالب هنوز جاى بحث و بررسى هست زيرا نوع مطالب به صورتى است كه هرقدر هم سعى شود كه همهء آنها در محدودهء زمان تاليف اين كتاب و حتى در محدودهء دوران زندگى ابن خردادبه قرار گيرند باز مقدارى از آنها در اين محدوده

--> ( 1 ) . در روزنامهء آسيائى Journal Asiatique سال 1865 . ( 2 ) . و آن روايتى است كه ابن خردادبه از قول هشام بن محمد از حميد پسر بهرام دهقان فلوجهء پائين دربارهء چهار شگفتى بزرگ كه در چهار شهر جهان وجود داشته ذكر كرده و در آن روايت تنها دو شهر و شگفتيهاى آنها آمده و دو شهر ديگر نانوشته مانده‌اند . ( المسالك و الممالك ص 182 - 183 )