محمد مهدى ملايرى
182
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نمىگنجد ، و علت آنهم اين است كه اين كتاب مجموعهاى است از مطالب مختلفى كه ابن خردادبه آنها را از منابع مختلفى كه در دسترس داشته يا آنچه از دفاتر و ثبت ديوانهاى بريد و خراج برگرفته با استفاده از اطلاعات شخصى خود گرد آورده همه را بدون تفكيك ، گاهى بدون تصرف و احيانا با كمى تصرف ، در سلك تاليف واحدى كشيده است و به احتمال قوى ابهامى هم كه دربارهء برخى مطالب اين كتاب از نظر تاريخى بهوجود آمده ناشى از همين امر است ، زيرا ابن خردادبه هم مانند ديگر مؤلفان اين دوره نه از همهء منابع خود نام برده و نه از نوع تصرفى كه در منقولات خود كرده و چيزهائى كه بر آنها افزوده يا از آنها كاسته سخن گفته و در نتيجه مطالب مختلفى كه مربوط به دورههاى مختلف تاريخى است درهمآميخته و تفكيك آنها از يكديگر احتياج به بحث و بررسى بيشتر يافته است . نگاهى اجمالى به مطالب آن ابن خردادبه پس از مقدمهاى كوتاه در وصف زمين و اشارهاى گذرا به تقسيمات جغرافيائى آن و ذكر قبلهء مناطق مختلف معمورهء جهان كتاب خود را با عنوان السواد آغاز كرده و در زير اين عنوان سياههاى از استانها و تسوهاى سواد را آورده كه هرچند سياههء ديوانى زمان او بوده ولى نشان از دورههاى خيلى قديمىتر دارد . وى پس از شرح اجمالى آن استانها و تسوها ، سياههء ديگرى را زير عنوان تقدير السواد ذكر كرده كه مراد از آن شرح ماليات ابواب جمعى مناطق مختلف آن سرزمين است ، و در آن خراج هريك از تسوهائى كه ذكرشان در سياههء سابق رفته ، به استثناى معدودى از آنها ، مشخص شده است . دربارهء اين دو سياهه در گفتارى ديگر ، كه موضوع تقسيمات كشورى و ديوانى سورستان در دوران انتقال است ، توضيح بيشترى خواهد آمد ، و دربارهء استانهاى دوازدهگانه و تسوهاى شصتگانهاى هم كه در آنها وصفشان آمده در گفتارهاى ديگر كتاب حاضر به تفصيل سخن خواهد رفت . آنچه در اينجا گفتنى مىنمايد اين است كه چون ابن خردادبه پس از ذكر اين