محمد مهدى ملايرى
161
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نامههائى كه از سوى او به اطراف ( آفاق ) نوشته مىشده با اين عنوان بوده « از كى اردشير بندهء خدا و ادارهكنندهء امور بندگان خدا ( السائس لعباد الله ) . و بهمن اردشير را كه همان ابلّه است او بنا نهاد . » « 1 » نواقل در ذكر كتاب « جمهرة انساب الفرس و النواقل » به اين مطلب هم اشاره شد كه آنچه در اينجا النواقل با قاف ذكر شده در همهء نسخههاى الفهرست ابن نديم كه نام اين كتاب از آنجا نقل شده النوافل با فا يك نقطه چاپ شده كه درست نيست و صحيح آن النواقل است . نواقل جمع ناقله است و ناقله در عربى گروهى از مردم يا قبائل و طوائفى را مىگفتهاند كه از جائى به جاى ديگر كوچانده شوند يا خود بكوچند و يا از قبيلهاى به قبيلهء ديگر درآيند « 2 » . چنان كه از ذكر اين كلمه در عنوان اين كتاب برمىآيد ظاهرا مراد از آن طوائف يا خاندانهائى بودهاند كه در ايران بنا به مقتضيات سياسى يا نظامى از محلى به محل ديگر و بيشتر به مناطق مرزى كوچانده مىشدهاند ، و مىتوان احتمال داد كه نقلوانتقال گروههائى از ايرانيان را هم كه در قرنهاى نخستين اسلامى در اثر فتوحات اسلامى يا سياست برخى از خلفا جا به جا مىشدهاند نيز شامل مىشده است . در ايران از قديم معمول بوده كه بنا بر مقتضيات ، هم طوائف يا دستههايى از مردم را از جائى به جاى ديگر منتقل مىساخته يا دستهاى از سپاهيان را در برخى مرزها سكونت مىدادهاند ، و هم مردمانى را كه در جنگها اسير مىگرفتهاند براى آبادى برخى مناطق به آنجاها منتقل مىكرده و در آنجاها مىنشاندهاند . در تاريخ پيش از اسلام ايران از اينگونه نقلوانتقالها نمونههائى را مىتوان در بعضى مآخذ يافت ، در تاجنامهء انوشروان از كوچاندن طوائف بسيارى از
--> ( 1 ) . ثعالبى ، غرر ، ص 378 . ( 2 ) . النواقل : قبائل تنتقل من قوم الى قوم ، و فى التهذيب النواقل من انتقل من قبيلة الى اخرى فانتسب اليها » ( تاج العروس ) .