محمد مهدى ملايرى
160
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تفصيل و بزرگى آن بوده كه استنساخ و حفظ آن را در طول تاريخ و در خلال حوادث عظيم و ويرانگرى كه بر اين سرزمين گذشته دشوار مىساخته چنان كه تاريخ كبير خود مسعودى هم كه تاريخى مفصل بوده و آن را « اخبار الزمان » ناميده بود نيز به همين سرنوشت دچار شده . از آنچه ثعالبى از اين كتاب ابن خردادبه در كتاب خود نقل كرده چنين برمىآيد كه آن كتاب شامل مطالبى در تاريخ ايران بوده بيش از آنچه در ديگر تاريخها و حتى در تاريخ طبرى آمده ، و از اين امر مىتوان چنين استنباط كرد كه ابن خردادبه به مآخذ ديگرى هم جز آنچه ديگر مورخان در اختيار داشتهاند دسترسى داشته . ثعالبى در ذكر پادشاهى زوّ پسر طهماسب پس از غلبهء زال بر افراسياب گويد : « و ابن خردادبه در كتاب تاريخش گفته است كه نام زوّ پسر طهماسب زاب است و اين همان كسى است كه طسوجهاى زاب و زوابى ( زوابى جمع زاب است ) در عراق به دو منسوبند ، چه او بود كه دوزاب ( - زابين در عربى ) را از ارمنستان تا دجله حفر كرد ، و در سواد ( - نام سابق عراق ) هم رود زاب را پديد آورد ، و سه طسوج براى آن تعيين كرد . و ابن خردادبه گفته است كه شاهى ميان او و گرشاسب مشترك بود بدينمعنى كه زاب به كارهاى آبادى و سازندگى مىپرداخت و گرشاسب به كار جنگ . « 1 » » ثعالبى در جاى ديگر مطلبى دربارهء زردشت از تاريخ ابن خردادبه نقل كرده و گويد : « ابن خردادبه گفته كه زردشت از خاندان منوچهر ( - منوچهر النسب ) و اصلش از مغان در سرزمين آذربايجان بوده و كتابى آورده در تسبيح خداوند و ستايش او و اخبار گذشتگان و حوادثى كه در آينده رخ خواهد داد و همچنين در فرائض و احكام « 2 » . وى دربارهء پادشاهى بهمن پسر اسفنديار نيز مطلبى بدين مضمون از آن كتاب نقل كرده : « ابن خردادبه گفته كه اين بهمن كى اردشير هم خوانده مىشده و
--> ( 1 ) . ثعالبى ، غرر ، ص 130 . ( 2 ) . ثعالبى ، غرر ، ص 257 .