محمد مهدى ملايرى

129

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از اين‌كه خوارزمى عبارت فارسى : « اندازه با اختر مارى بايد » را عينا در كلام عربى خود آورده و آن را در عربى چنين معنى كرده « اى الهندسة يحتاج اليها مع احكام النجوم » چنين برمىآيد كه موضوع پيوستگى هندسه ( - اندازه ) با نجوم ( - اختر مارى ) در فرهنگ قديم ايران آن‌چنان واضح و مشهور بوده كه خوارزمى اين عبارت فارسى را همچون مثلى معروف و به عنوان دليلى براى مطلب خود آورده است . غرض از اشاره به اين مطلب بيان اين نكته است كه مسئله پيوستگى اين دو دانش به يكديگر كه هردو هم ريشه ايرانى و فارسى دارند و كيفيت ارتباط علمى و عملى آنها كه اكنون به حكم ضرورت بايد با اشاره‌اى از آن گذشت يكى از مسائل قابل بحث و تأمل در فرهنگ قديم ايران و از موضوع‌هائى است كه درخور آن هست تا همت پژوهشگران جوان را برانگيزد و آنها را به بحث و بررسى دقيق در اين زمينه وادارد . زيرا از خلال همين بحث و بررسىها است كه بايد افقهاى تازه‌اى ، هم بر روى تاريخ علوم در ايران قديم گشود . * * *

--> - مىشود : لسان العرب : « المهندس المقدّر لمجارى المياه و القنىّ و احتفارها حيث تحفر ، و هو مشتقّ من الهنداز ، و هى فارسيّة اصلها اوانداز » يعنى مهندس كسى است كه مجراى آبها و محل كندن قناتها را كه كجا كنده شوند اندازه مىگيرد و اين كلمه مشتق از هنداز است و آن فارسى است و اصل آن اوانداز است . و عبارت قاموس چنين است : « المهندس مقدّر مجارى القنىّ حيث تحفر و الإسم الهندسة مشتقّ من الهنداز معرّب آب‌انداز » يعنى مهندس كسى است كه مجراى قناتها را در جائى كه بايد كنده شوند اندازه مىگيرد ، اسم ( مصدر ) آن هندسه است كه از هنداز مشتق شده و آن‌هم معرّب آب‌انداز است . در آن‌چه تاكنون دربارهء اندازه و معرّب آن هندسة از كتابهاى عربى نقل شد اين نخستين بارى است كه در اين دو كتاب واژهء آب را هم بر آن افزوده و تركيبى همچون اوانداز و آب‌انداز پديد آورده‌اند . مىتوان انگاشت كه چنين تركيبى در فارسى براى مهندس به كار مىرفته چنان كه در اين دو كتاب هم در ذيل كلمهء مهندس ذكر شده‌اند ولى از ظاهر كلام چنين برمىآيد كه آن را در برابر هندسة گذارده‌اند . و درهرحال چون عبارت هردو كتاب در اين مورد كمى آشفته به نظر مىرسند قبل از فحص و بحث كافى نمىتوان از مرز حدس و گمان گامى فراتر نهاد .