محمد مهدى ملايرى

10

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به خورد هيچ جامعهء ديگرى نرفتند و اين وحدت ملى و فرهنگى آنها آن‌چنان آشكار و نظرگير بوده كه همهء مورخانى كه از سرزمين‌هاى اسلامى و مردم آن چيزى نوشته‌اند دربارهء ايرانيان اين وحدت را درخور ذكر دانسته و به اجمال يا تفصيل از آن سخن گفته‌اند . مسعودى در جائى كه هفت ملت بزرگ جهان را وصف مىكند و نخستين آنها را ايرانيان يا به تعبير خود او « الفرس » ياد مىكند و زيستگاه ايشان را از بلاد جبال و آذربايجان و ارمنستان و آران و بيلقان و دربند قفقاز گرفته تا حدود خراسان و سيستان و ديگر مناطق شرق و جنوب و غرب برشمرده از وحدت كشور و زبان همهء اين سرزمين‌ها سخن مىگويد « 1 » . و مقدسى بشارى هم جلد دوم از كتاب دو جلدى خود به نام احسن التقاسيم را به تمامى به « اقاليم العجم » اختصاص داده و چون صفت جامع و فراگير همه را زبان فارسى دانسته مىتوان آنچه را او به نام اقاليم العجم خوانده جهان ايرانى يا جهان فارسىزبان ناميد . و به همين دليل بوده كه در ترجمهء فارسى اين كتاب عنوان اين جلد دوم را « سرزمين ايران » نهاده‌اند كه عنوانى درست و به جا است . « 2 » كتاب مقدسى از چند نظر براى بحث و تحقيق دربارهء تاريخ و جغرافياى تاريخى ايران و سير آن در كتب عربى و اسلامى داراى اهميت و اعتبار فراوان است كه در جاى خود بدانها اشاره خواهد شد ، و آنچه در اين مورد درخور ذكر مىنمايد يكى اين است كه مقدسى همهء آن جاهائى را كه او اقاليم العجم خوانده ، هرچند او در عدد آن اقاليم تصرف كرده و آنها را با به هم پيوستن برخى از آنها از دوازده به هشت رسانده است ولى با اين حال باز هم به تفصيل آنها را بيان كرده و نام قديمى اقليم‌هاى به هم پيوسته را هم آورده و بدين صورت ، اگر از

--> ( 1 ) . مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 77 - 78 . ( 2 ) . ترجمه اين كتاب را از عربى به فارسى كه ترجمه‌اى است روان و زبان‌دار آقاى دكتر علينقى منزوى انجام داده و در سال 1361 خورشيدى به وسيلهء چاپ كاويان در دو جلد در تهران منتشر شده است .