محمد مهدى ملايرى

11

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين تصرفها و تصرفهاى ديگر او كه در جاى خود خواهد آمد صرف‌نظر شود ، كتاب او نمودار روشنى است از همان سرزمين پهناورى كه ايرانشهر خوانده مىشده به ويژه با برشمردن شهرها و مكانهايى كه در مناطق مختلف همين سرزمين از كتابى كه آن را « جغرافياى قباد » ناميده‌اند « 1 » نقل كرده و همچنين با برشمردن محلهائى از كتابى كه دربارهء گردشگاهها در خزانهء عضد الدوله يافته و در كتاب خود آورده است . « 2 » و ديگر اين است كه مقدسى خود ساليان دراز در اين مناطق سفر كرده و چون فارسى مىدانسته و در همهء آنها با همين زبان سخن مىگفته از اين‌رو اظهارنظرهائى كه او دربارهء اين زبان يعنى زبان جامع همهء اقاليم العجم و تفاوتهاى جزئى آن در مناطق مختلف كرده ، آن‌چنان صريح و روشن و غيرقابل تأويل و تغيير است كه در مطالعات زبان‌شناسى ايرانى هم سندى مهم و مغتنم تواند بود . وى در اين‌باره گويد : « سخن اين اقليم‌هاى هشت‌گانه به عجمى است ليكن برخى از آنها درى و برخى ديگر شكسته و ناروشن است ولى همهء آنها فارسى خوانده مىشوند . « 3 » مقدسى زبان جاهائى را كه سالم و روان و رسا بوده درى ناميده و زبان جاهائى را كه شكسته و ناروشن بوده ( شايد لهجه‌هاى محلى را ) منغلق خوانده يعنى پيچيده و گنگ . و در جاهائى هم كه مردم آنها در كنار زبان فارسى زبانى ديگر هم داشته‌اند آن زبان را هم نام برده ولى زبان فارسى آنها را هم ناگفته نگذارده ، چنان كه در ارمنستان و آران گويد : « در ارمنستان به ارمنى و در آران به آرانى سخن مىگويند و فارسى آنها هم مفهوم و نزديك به خراسانى است « 4 » و اقليم سند و مردم آن را هم با اين عبارت مختصر و مفيد

--> ( 1 ) . اين نام‌گذارى از مترجم فارسى اين كتاب است و مناسبت آن‌هم اين است كه آن كتاب يا رساله‌اى با نام قباد آغاز مىشده و آنچه در آن آمده خواسته‌هاى او را مىنموده است . ( 2 ) . احسن التقاسيم عربى ، ج 2 ص 257 - 259 . ( 3 ) . احسن التقاسيم عربى ، ج 2 ص 259 . ( 4 ) . احسن التقاسيم عربى ، ج 2 ص 378 .