محمد مهدى ملايرى

96

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ذمّه به دهقانان كه عامل وصول خراج بودند سخت گرفته بود دهقانان بخارا نزد او آمده و گفتند : « ما از كه جزيه و خراج بگيريم ، درحالىكه مردم همه‌شان عرب شده‌اند « 1 » ؟ » ، يعنى مسلمان شده‌اند . به‌هرحال چه در اثر القاء اين توهّم و چه به سبب رسم و عادتى مزمن در محدود ساختن علوم و معارف اسلامى به زبان عربى مىرفت كه اين سنّت عربى الاصل كم‌كم به صورت سنتى اسلامى درآيد . با توجه به اين امر مىتوان فهميد كه چرا منصور بن نوح پادشاه سامانى ( 350 - 365 هجرى ) هنگامى كه خواست تفسير بزرگ طبرى را از تازى به پارسى برگرداند ، خود را ناچار ديد كه از علماى ماوراء النهر ، قلمرو فرمان‌روائى خود ، دربارهء جواز آن كار فتوى بخواهد . و چون فتواى علماى ماوراء النهر دراين‌باب نقطهء عطفى بود در تاريخ زبان فارسى و فرهنگ اسلامى كه مىبايستى از آن ياد شود و پيوسته در مدّنظر باشد . ازاين‌رو در اين‌جا توضيح بيشترى دربارهء آن خواهد آمد . فتواى علماى ماوراء النهر دربارهء زبان فارسى و اسلام كسانى كه منصور از آنان براى برگرداندن آن كتاب به فارسى نظر خواست ، علماى شهرهاى بزرگ آن سامان همچون بخارا و بلخ و باب الهند و سمرقند و سپيجاب و فرغانه و شهرهاى ديگر بودند . برخى از علمائى كه از اين شهرها به دستور وى در پايتخت او گرد آمده بودند و در مقدمهء اين ترجمه از آن‌ها ياد شده اين‌ها بودند : فقيه ابو بكر احمد بن حامد و خليل بن احمد سجستانى و در برخى نسخه‌ها ابو بكر محمّد بن الفضل الامام و ابو بكر محمّد بن اسمعيل الفقيه و ابو جعفر بن محمّد بن على و فقيه حسن بن على مندوس و خالد بن هانى متفقه « 2 » .

--> ( 1 ) - طبرى / 2 / 1508 . « فجاء دهاقين بخارا الى أشرس فقالوا ممّن نأخذ الخراج و قد صار الناس كلّهم عربا . » ( 2 ) - ترجمهء تفسير طبرى به تصحيح و اهتمام حبيب يغمائى ، چاپ تهران ، 1339 ، ه ش . ج 1 / مقدّمهء ص 5 و 6 .