محمد مهدى ملايرى
87
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و ادبى آن را بر ما تحميل مىكنند ، و من يقين دارم كه هرقدر دامنهء تحقيقات تاريخى و علمى در اين دو زبان و بهخصوص در زبان عربى گسترش يابد و پيوستگى تاريخى آن با زبان و ادب فارسى آشكارتر گردد اين مطلب مسلّمتر خواهد گرديد . دلائلى كه ما را به لزوم آموزش فارسى براى دانشجويان رشتهء ادبيّات در دانشگاههاى عربى وادار مىكند ، همان دلايلى است كه براى لزوم آموزش عربى براى دانشجويان رشتهء ادبيّات فارسى در دانشگاههاى ايران و ساير كشورهاى فارسى زبان مىتوان اقامه كرد ، و آن هم پيوستگى فرهنگى و تاريخى و آميزش لغوى اين دو زبان و آثار بسيارى است كه از هريك در ديگرى وجود دارد ، زيرا چنان كه گفتيم اين دو زبان از لحاظ فرهنگ و ادب به اندازهاى بهم پيوستهاند كه تفكيك آنها در زمينهء تحقيقاتى مشكل به نظر مىرسد ، و در همهء مؤسّسات علمى و خاورشناسى هم فارسى و عربى تقريبا يك زمينهء تحقيقاتى را تشكيل مىدهند . مثلا از نظر لغوى كسى كه بخواهد در رشتهء زبان و ادبيّات عربى تخصّص حاصل نمايد و اصول كلمات و تحوّلات آنها را تشخيص دهد همان احتياج را به دانستن زبان فارسى دارد كه داوطلب تخصّص در زبان و ادبيّات فارسى به آموختن زبان عربى دارد . صحيح است كه اثر زبان عربى در فارسى ، هم نمايانتر و هم بيشتر است ، ولى اين امر در اصل موضوع تغييرى نمىدهد ، زيرا اين ضرورتى را كه ما براى آموختن زبان فارسى جهت دانشجويان عربى زبان معتقديم ، همانطور كه ذكر كرديم ، در حدّ تخصّص است نه در سطح عادى « 1 » . . . » و در آنچه به اقناع اهل فكر و رأى بازمىگردد ، براى پرهيز از اطالهء كلام بهتر است به آنچه دراينمورد پيش از اين نقل شده مراجعه شود .
--> ( 1 ) - الدراسات الادبية ، سال هفتم ، ص 309 - 310 .