محمد مهدى ملايرى
79
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پس از اين مؤلّف به ذكر اسباب و عللى مىپردازد كه موجب آن گرديده تا بسيارى از آثار مكتوب پهلوى از ميان برود ؛ از اين علّتها يكى تغيير دين و ديگرى تغيير خط و سومى اين بوده است كه در طى دو قرن اوّل اسلامى تنها زبان عربى زبان تأليف و كتابت بوده نه زبان فارسى ، مضافا به اينكه عدّهاى هم از راه تعصّب بطور عمد و قصد در محو و نابود كردن آن آثار بعلّت آنكه آثار مجوس بوده مىكوشيدهاند . در يك چنين اوضاع نابسامان و پيچيدهاى مؤلّف راهى را كه براى بحث و تحقيق در اين موضوع برگزيده است چنين توصيف مىكند : براى اينكه راه جستوجو و تحقيق روشن و موضوع مورد بحث هم محدود و مشخّص باشد و همچنين براى پرهيز از تداخل موضوعهاى مختلف ، هريك از انواع كتابهائى را كه ترجمه شده در يك فصل خاص مورد بحث قرار دادم ، و اين جلد اوّل را به كتابهاى تاج و آيين اختصاص دادم و سعى كردم كه آنچه را در طى مطالعات مستمر و طولانى خود در مآخذ قديم عربى ، كه عمرى بر آن صرف شده ، از آثار و بقايا و علائم و نشانههاى اين كتابها بدست آوردهام عينا نقل كنم ، و هر كتابى را هم كه به بحث گذاشتم يا نمونههائى از آن را نقل كردم مقدّمهاى شامل تحقيقى دربارهء آن كتاب بر آن افزودم تا خواننده را از آن كتاب و نوع مطالب آن اطّلاعى كافى و وافى حاصل آيد ؛ و اميدوارم كه فرصتى دست دهد تا اين مطالعات را در مجلّدات ديگر اين كتاب به همين طريق دنبال كنم ، باشد كه براى تحقيق در ادبيّات عصر عبّاسى از نظر سنجش ادبى مفيد باشد . » پس از اين مقدّمه مؤلّف بمعرّفى كتابهائى از نوع تاجنامه كه از ادبيّات ساسانى به عربى نقل شده مىپردازد ، در اين فصل كتاب « تاجنامهء انوشيروان » و تاجنامهاى را كه ابن قتيبه از آن در « عيون الأخبار » نقل كرده و تاجنامهء ديگرى را كه دربارهء فال پادشاهان بوده معرّفى نموده ، و آنچه از متونى كه از ترجمهء عربى آنها در مآخذ عربى يافت مىشده نقل كرده است ، ولى از كتاب تاجنامهاى كه مبناى تأليف كتاب عربى « التاج