محمد مهدى ملايرى
78
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مستقل و جداگانهاى به عربى نقل گرديدهاند مانند ترجمههائى كه از ابن مقفّع در دست است ؛ گاهى قسمتى از كتابى بزرگ در يك تأليف عربى مورد استفاده يا اقتباس يا تلخيص قرار گرفته ، همچنانكه در استفادهء بعضى از مورّخان عرب از كتاب « خداينامه » كه در عربى بنام سير المولك و سير ملوك الفرس معروف شده ديده مىشود ؛ و گاهى رساله يا كتاب يا مجموعهاى از رسالههاى پهلوى را به اضافهء اقتباساتى از كتابهاى ديگر موضوع تأليفى جداگانه به زبان عربى قرار دادهاند ، همچنانكه در كتاب « ادب العرب و الفرس » تأليف ابن مسكويه مىبينيم ، زيرا ابن مسكويه اين كتاب را در اصل براساس يك رسالهء پهلوى بنام « جاودانخرد » بنا نهاده ، آنگاه آثار ديگرى از رسائل پهلوى و غيرپهلوى بر آن افزوده و آن را بنام « ادب العرب و الفرس » ناميده است . و گاهى اين نقل و اقتباس به اين صورت بوده كه مؤلّف كتاب عربى عناصر فارسى و عربى ، هردو را در يك مورد بهم آميخته بدون اينكه بين آنها فرقى نهد ، يا اينكه آنها را جداگانه ذكر كند ، چنان كه ابن عبدربّه در كتاب « العقد الفريد » در فصلى از كتاب خود سخنان پندآميز بزرجمهر و اكثم بن صيفى را آورده ، بىآنكه گفتههاى آنها را از هم جدا سازد . و گاهى نقل اين كتب بدينصورت بوده كه مؤلّف كتاب عربى يكى از آن كتب فارسى را پايهء كتاب تازهاى قرار داده و مطالب ديگرى از همان نوع از اينجا و آنجا گرفته و بر آن افزوده و همه را به صورت يك تأليف واحد و مستقل عربى درآورده است ، همچنانكه نظير آن را در « كتاب التاج فى اخلاق الملوك » منسوب به جاحظ مىيابيم . و گاهى نقل مطالب فارسى به صورتى است كه درك و كشف آن دشوار مىگردد ، بدينگونه كه مطالب و موضوعاتى را از مآخذ فارسى بدون ذكر مصادر آنها نقل مىكنند و آن را به صورتى ديگر تغيير مىدهند ، نظير يك حكايت فارسى كه در كتاب « نصيحة الملوك و عقد العلى » ذكر شده و در تاريخ ابن عساكر با تغييراتى كه آن را از اصل دور ساخته و به صورتى ديگر درآورده نقل گرديده است .