محمد مهدى ملايرى
42
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دوران انقطاع تعبير شود . بنابراين اگر بتوان پردههاى ابهامى را كه از اين دگرگونيها و عوامل ديگر بهوجود آمده به كنارى زد ، مىتوان اميدوار بود كه آن انقطاع هم به پيوستگى بدل گردد و بههميندليل است كه در اين كتاب اين دوران به جاى دوران انقطاع دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى ناميده شده است . و از آنجا كه در اين دوران فرهنگ و تمدّن ايران نه در قلمرو زبان فارسى محصور مانده و نه در محدودهء سرزمين ايران ، بلكه در زبان عربى و فرهنگ در حال گسترش آن ، و همچنين در تمام قلمرو اسلام هم كموبيش جلوههائى داشته ، از اينرو چنين مىنمود كه با بحث و بررسى صحيح در اين دوران تقريبا ناشناخته ، و با واپس زدن پردههاى ابهامى كه بر آن سايه افكنده ، شايد بتوان ، هم راهى را كه زبان فارسى از عصر ساسانى تا تدوين شعر فارسى اسلامى در درون جامعهء ايرانى پيموده است تا حدّى روشن ساخت ، و هم سير تاريخى فرهنگ و تمدّن ايرانى را در آميزش با فرهنگ و تمدّن عربى اسلامى مشخّص نمود . و هم اثرى را كه فرهنگ ايران و علماى مسلمان ايرانى در پايهگذارى و غناى فرهنگ اسلامى در قرنهاى نخستين داشتهاند شناخت و شناساند . و چون بهدست آوردن هرگونه آگاهى از اين دوران مىبايستى گذشته از آثار ايرانى از خلال آثار عربى اسلامى ، بهويژه آثار مكتوبى كه در قرنهاى نخستين اسلامى به اين زبان از راه ترجمه يا تأليف بهوجود آمده است ، نيز صورت گيرد . از اينرو سروكار من هم در اين بحث و جستوجو مانند هر كس ديگرى كه بخواهد در اين زمينه بحث و جستوجوئى كند ، با همين آثار اسلامى و ادب عربى ، كه از منابع اصلى و مآخذ مهم و معتبر تاريخ و ادب و فرهنگ اين دوران ، چه ايرانى و چه عربى بهشمار مىروند ، افتاد . دورههاى تاريخى ادبيّات عربى ادبيّات زبان عربى را از آغاز تا به امروز برحسب مراحلى كه پيموده و دورههائى كه به خود ديده به چند دوره تقسيم كردهاند : نخست دورهء جاهلى كه دورهء پيش از اسلام آن است . دوّم دورهء صدر اسلام كه از لحاظ ويژگيهاى ادبى دورهء اموى را هم دربر مىگيرد . سوّم دورهء