محمد مهدى ملايرى
362
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نوشتههاى دو استاد در گذشته شادروانان جلال الدّين همايى و احمد بهمنيار كمك مىگيرد كه خطابههايشان به ترتيب با عنوانهاى « دستور زبان فارسى » و « املاى زبان فارسى » در مقدّمهء لغتنامهء دهخدا آمده است . در اين گفتار بخشى هم مربوط به لزوم بررسى تاريخ اسلام در زمانهايى است كه بايد در زمينهء تاريخ ايران در نظر گرفته شود كه ضمن آن از ايرانيان عرب شده چون حسن بصرى ، و دبيران و مترجمان و نويسندگان اين عهد كه غالبا ايرانى بودند سخن به ميان آمده است . در همين باب روايتى از العقد الفريد نقل مىكند كه گفتگويى ميان عيسى بن موسى و شخصى به نام ابن ابى ليلى است در اين گفتگو ابن ابى ليلى هجده تن از فقيهان مشهور را نام برد كه تنها دو تن از آنها - فقيهان كوفه - عرب و شانزده تن ديگر از موالى بودهاند . حتى درباره اين دو تن فقيه كوفه هم ابن ابى ليلى مىگويد كه چون عيسى بن موسى از متعصبان عرب بود و از شنيدن نام موالى به عنوان فقيه آن شهرها به سختى برآشفته و صورتش برافروخته شده بود ، من بر حال او بيمناك شدم و فقيهان كوفه را ابراهيم نخعى و شعبى نام بردم و اگر بيمناك نمىشدم دو تن فقيه كوفه را هم ، يكى حكم بن عتبه و ديگرى عمار بن ابى سليمان نام مىبردم كه آنها هم از موالى بودند » . « 1 » گفتار سوم سيرى اجتماعى در دوران انتقال است كه در حقيقت بايد آن را در متن كتاب ناميد زيرا گفتارهاى گذشته غالبا در حكم مقدمههايى براى اين بخش است . ابتدا تعريف دوران انتقال است كه : « دورانى است كه در آن ملت ايران از جامعهاى زردشتى با همهء ويژگىهاى فكرى و روحى آن به جامعهاى اسلامى با تمام خصوصيات عقيدتى آن تغيير يافته ، هم ، تلاشهاى فكرى و ذوقىاش از آن سو به اين سو گراييده و هم ذخاير فرهنگ و تمدنش به اين سو انتقال يافته است » . « 2 » او اين انتقال را مانند انتقال قدرت سياسى و نظامى دولت ساسانى نمىداند كه دورانى كوتاه - حداكثر 15 سال - صورت گرفته بلكه « انتقال فكرى و فرهنگى مردم ايران - نتيجهء طبيعى يك تحوّل مستمرّ در درون جامعهء ايرانى بود كه در اثر آن باورها مسير ديگرى پيمود و معيارها به گونهاى ديگر درآمد و ارزشها تغيير شكل يافت چنين تحولى
--> ( 1 ) - همانجا ، صص 152 - 151 . ( 2 ) - همانجا ، صص 164 - 163 .