محمد مهدى ملايرى

350

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

را روايت كرده ، و چند تا از روايتهاى او را هم در كتاب خود آورده و گويد برخى از اهل حديث در سلسلهء راويان خود او را فيروز بن الديلمى ، و برخى هم او را تنها الديلمى مىخوانند و اين هردو يكى است . ابن سعد كسى را كه از صنعاء پس از دريافت خبر قيام پيغمبر به مدينه رفت و اسلام آورد همين فيروز نوشته ، و روايتى هم كه از زبان پيغمبر پس از دريافت خبر كشته شدن اسود عنسى دربارهء او نقل كرده به اين عبارت است : « قتله الرجل الصالح فيروز بن الديلمى » و نوشته كه فيروز در خلافت عثمان در يمن درگذشت « 1 » . ولى اين تاريخ با آنچه در مآخذ ديگر دربارهء فيروز آمده نمىخواند . در كتاب « العبر فى خبر من غبر » تأليف حافظ ذهبى وفات فيروز در سال 53 هجرى ذكر شده و در آنجا هم فيروز ديلمى با همان صفت مشخّصه‌اش يعنى قاتل الاسود العنسى ياد شده و دربارهء او آمده « له صحبة و رواية » ، يعنى از اصحاب رسول و از راويان بوده . « 2 » و به نوشتهء قلقشندى معاويه در خلافت خود ولايت صنعاء را به فيروز ديلمى واگذار كرده بود « 3 » كه اگر از آن نتوان چنين فهميد كه معاويه او را بر ولايت صنعاء ، كه از زمان خلافت ابو بكر به او واگذار شده بود همچنان در آن مقام ابقاء كرده بوده ، دست‌كم مىتوان از آن چنين فهميد كه فيروز تا زمان معاويه هنوز زنده بوده و در صنعاء مىزيسته است . از فرزندان فيروز كه نامى از آنها در تاريخ اسلام و خلافت مىتوان يافت ، يكى ضحّاك پسر فيروز است كه ابن سعد نام او را در شمار محدّثين طبقهء اوّل آورده و گويد كه او از پدرش فيروز روايت مىكرده « 4 » و ديگر حجّاج نوهء فيروز است كه طبرى در رويدادهاى سال 126 هجرى ، پس از مرگ هشام بن عبد الملك و دوران خلافت وليد بن يزيد ، نام او را با عنوان « حجّاج بن بشر بن فيروز الديلمى » همچون يكى از

--> ( 1 ) - طبقات ، ج 5 ، ص 4 - 533 . ( 2 ) - العبر فى خبر من غير ، چاپ كويت ، 1960 م . به تحقيق صلاح الدّين المنجد ، ج 1 ، ص 59 . ( 3 ) - صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 25 - 26 . ( 4 ) - طبقات ، ج 5 ، ص 536 .