محمد مهدى ملايرى
348
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در صدد قتل و آزار آنها برآمد و با كمك سواران و پيروان اسود عنسى فتنهاى در يمن برپا ساخت ، باز هم از آن كارگزاران و اميران نشانى از مقاومت ديده نشد و اينبار هم باز سران ايرانى ، يعنى فيروز و ياران او بودند كه با دادن كشته و با تحمّل رنجها و آسيبهاى فراوان سرانجام آن غائله را هم بر طرف ساختند و باز هم نهال نورستهء اسلام را در يمن از گزند حوادث مصون داشتند كه اين هم باز به تعبير ابن خلدون « من الغريب الواقع » يعنى از رويدادهاى شگفت بود . ايرانيان يمن در شمار صحابهء پيغمبر ( ص ) و اهل حديث و روايت از اين پس نام ايرانيان يمن را كه در تاريخ اين دوران به نام « الأبناء » خوانده مىشوند بايد در شمار صحابه و تابعين يا در ميان اهل حديث و روايت و فقه و قضا جستوجو كرد . در طبقات ابن سعد نامهائى كه از همين ابناء و فرزندان آنها در شمار صحابه و تابعين و اهل حديث يا در منصب قضا ذكر شده كم نيستند . در مآخذ ديگر هم مىتوان كموبيش نشانى از آنها را در همين سمتها يافت . در اينجا به برخى از نامآوران آنها كه در تاريخ فرهنگى و اعتقادى اين دوران اسلامى اثرى بارز داشتهاند ، و مىتوان دربارهء آنها اطّلاعاتى بهدست آورد اشاره مىشود : باذان در برخى از مآخذ نام باذان در شمار صحابهء حضرت رسول آمده « 1 » ، ولى چنان كه گذشت معلوم نيست كه او شخصا به مدينه رفته باشد . آنچه دربارهء اسلام او آمده ، اين است كه او اسلام خود را بهوسيلهء نامه به اطّلاع پيغمبر رسانده است « 2 » . دو نمايندهاى كه از سوى او به نزد پيغمبر رفته بودند و شرح آن گذشت در حضور پيغمبر از او با عنوان ملك يعنى پادشاه ياد كردهاند « 3 » . به
--> ( 1 ) - الاصابة ، ج 1 ، ص 173 ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1763 ، ابن سعد ، طبقات ، 5 / 533 . ( 3 ) - طبرى ، 1 / 1574 .