محمد مهدى ملايرى

326

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مكّه صورت گرفته است ، طبرى جنگ خيبر را هم پس از اين تاريخ نوشته است . اينها خلاصهء مطالبى است كه از روايات طبرى دربارهء اسلام ايرانيان يمن و تاريخ آن برمىآيد . در مآخذ ديگر هم كم‌وبيش همين مطالب با پيرايه‌هاى ديگرى آمده كه چون اين روايات از آنها پيراسته شوند از مجموع آنها چند مطلب در مورد اسلام ايرانيان يمن به‌دست مىآيد كه آن را از موارد مشابه جدا مىسازد و همان هم درخور تأمل است . يكى اين‌كه اين عمل يعنى اعزام نمايندگانى از سوى فرمان‌رواى ايرانى يمن از صنعاء با نامه‌اى به خدمت پيغمبر به مدينه و بازگشت آنها از مدينه به صنعاء با پيغامى از آن حضرت در پاسخ آن نامه و هديّه‌اى از آن حضرت به آن نمايندگان بيشتر به مبادلهء سفيران و آمدورفت رسولان بين دو پايتخت يا دو دولت براى كسب اطّلاع يا مذاكره شبيه است تا به آن‌چه در برخى روايات دربارهء علّت اعزام آنها آمده است . از مضمون نامهء باذان در اين روايات چيزى نيامده ، ولى از سير حوادث و پيام پيغمبر براى او مىتوان دريافت كه هدف او از فرستادن آن نمايندگان و نوشتن آن نامه كسب اطّلاع دربارهء اصول و اهدافى بوده است كه نهضت اسلامى پيغمبر بر آن نهاده شده ، اصول و اهدافى كه به وسيلهء خود آن حضرت براى آن نمايندگان بيان شده و همان اصول و اهداف هم‌پايهء اسلام آنها گرديده است . و از لحاظ حكومت باذان هم بر يمن به همانگونه كه در پيام آن حضرت به وى آمده بود ، تا هنگامى كه او زنده بود كسى از سوى آن حضرت براى تصدّى امورى كه معمولا در اين‌گونه موارد اعزام مىگرديد ، فرستاده نشد و در قلمرو او تصرّفى به عمل نيامد و اين هم وضعى استثنائى بود . و اين نكتهء ظريف هم در اين‌جا نبايد از نظر دور بماند كه هديّه‌اى كه آن حضرت به نمايندهء ايرانى ارزانى داشتند ، از نوع همان هدايائى بوده كه در آن روزگار در ايران معمول بوده نه در اعراب . در مجموع پوشش رسمى ايرانيان ، كمربند هم يكى از نشانه‌هاى مقام و منزلت افراد بوده و مراتب آنها به نسبت آراستگى آن با زر و گوهر تعيين مىشده است . فردوسى غالبا در اين مورد كلاه و