محمد مهدى ملايرى

322

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كار هم به پايمردى منذر بن نعمان فرمان‌رواى حيره كه انوشروان او را به همهء سرزمينهاى عرب‌نشين قلمرو سلطنت خويش سيادت داده بود صورت پذيرد . و انوشروان هم كه خود از دردسرهائى كه همين حبشيهاى يمن به تحريك دولت روم براى او و مردم تحت حمايتش فراهم كرده بوده‌اند ناخشنود بوده و اكنون پس از پيروزيهائى كه بر روم داشته و با زمينهء مساعد داخلى يعنى همداستانى مردم يمن در خود آن توانائى را مىديده كه حتّى با قيمت درگيرى با روم هم كه شده حبشيان را از يمن بيرون راند ، تقاضاى حميريان را پذيرفته « 1 » و سپاهى به يمن گسيل داشته ، ولى نه بدان‌گونه كه در داستان فتح يمن آمده است . در قصّه و داستان مىتوان عدّه‌اى را به آسانى در جائى سوار كشتى كرد و آنها را بىدردسر از درياها و اقيانوسهاى خروشان گذراند ، و به‌راحتى در ساحلى دوردست و ناشناخته پياده نمود ، و با تفنّنن به جنگ واداشت ، و با سهولت پيروز گردانيد ، و سرزمينى را كه نزديك هفتاد سال در اشغال مهاجمانى بوده كه براى خود دولتى تشكيل داده و پايه‌هاى آن را به كمك حاميانى نيرومند استوار ساخته بوده‌اند از وجود آنها پاك كرد ، و آن را به صاحبانش بازگردانيد . ولى در جهان واقعيّات اعزام يك سپاه جنگى كه بايد ماهها بر روى آب بگذرد و درياهاى توفان‌زا را درنوردد ، و با حفظ توان رزمى خود در سرزمينى ناشناخته فرود آيد ، و با مردمى ناشناخته‌تر درآويزد و پيروز گردد ، از كارهائى است كه جز با امكانات فراوان و آمادگيهاى حساب شده و هوشيارانه صورت نبندد . چنين لشكركشى دريائى را ناوگانى محكم و استوار و اقيانوس‌پيما و بندرهاى مجهّز مىبايد كه در طول راه نيازهاى گوناگون كشتىها و كشتىسواران را برآورده و بالاتر از همه جنگجويانى آزموده و كاركشته و درياديده مىخواهد تا از هيبت درياى خروشان نهراسند و در برابر دشواريهاى ناشناختهء آن خود را نبازند و توان جنگى خود را از دست ندهند . و نمىتوان پذيرفت ، و

--> ( 1 ) - در تاريخها و داستانهاى ايران معمولا يمن را به عنوان سرزمين حميريان مىخوانده‌اند كه در فارسى هاماوران شده و در شاهنامه و ديگر مآخذ قديم هم به همين نام آمده است .