محمد مهدى ملايرى

323

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مدارك تاريخى هم آن را تأييد نمىكنند كه خسرو انوشروان كه خود پادشاهى جنگ‌آور و جنگ‌آزموده بوده از اين امر اساسى غافل بوده و چنين كار بزرگى را از چند صد زندانى اسير چشم مىداشته است . بااين‌كه او اين احتمال را مىداده كه سپاهيان اعزامى او كه در ظاهر به نبرد با حبشيان يمن گسيل مىشده‌اند درواقع براى ريشه‌كن كردن نفوذ دولت اصلى حبشه و حامى آن يعنى دولت روم از آن منطقه به اين سفر جنگى مىرفته‌اند و در آن كار احتمال هرگونه درگيرى با آن دو دولت هم مىرفته است ، و نشان اين‌كه از اين امر غافل نبوده همان نتيجهء درخشانى است كه از آن لشكركشى حاصل آمده است ، نتيجه‌اى كه هم در نظر مورّخان قديم « 1 » بزرگ و بااهمّيّت مىنموده و هم مورّخان معاصر آشنا به اين‌گونه مسائل دريائى آن را درخور توجّه و قابل ملاحظه شمرده‌اند . « 2 » اين فشرده‌اى است از دوره‌اى فراموش شده از تاريخ ايران ، و يادى است از مردم از ياد رفتهء اين ديار . دوره‌اى كه خود موضوع بحث و بررسى جداگانه‌اى در اين سلسله گفتارها است كه اگر روزى توفيق چاپ و نشر آن دست دهد ، شايد پرتوى هر چند ضعيف بر تاريخ و تاريخ‌سازان آن دوره بيفكند . آنچه در اين گفتار مىآيد فصل اخير از آن بحث و بررسى است كه دربارهء اسلام ايرانيان يمن است . نمايندگان باذان در محضر پيغمبر اسلام آشنائى ايرانيان يمن با اسلام با سفر دو تن از بزرگان ايشان از صنعاء به مدينه كه از سوى فرمان‌رواى ايرانى آنجا به نام باذان يا باذام اعزام شده بودند آغاز مىشود . از اين دو تن يكى بابويه نام داشته كه مباشر و امين و نمايندهء شخص باذان بوده ، و ديگرى خرّ خسرو يكى از بزرگان ايرانيان يمن بوده است ( خرّه كه در برخى از نامهاى قديم فارسى آمده به

--> ( 1 ) - حمزهء اصفهانى در « سنى ملوك الارض و الانبياء » ص 51 - 52 آن را يكى از سه فتح بزرگى نوشته كه انوشروان بدان نائل شده و گويد آنچه براى او حاصل آمد چيزى است كه جز براى پيغمبران اتّفاق نمىافتد . ( 2 ) - پرسى سايكس ، تاريخ ايران ، ج 1 چاپ دوم 1335 ، تهران ، ترجمهء فخر داعى گيلانى .