محمد مهدى ملايرى
293
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
قتل مردانشاه اسپهبد يا پادوسبان نيمروز ( - عربستان ) ديگر از نمونههاى بدگمانى خسرو پرويز نسبت به كارگزاران ايرانى خود در قلمرو عربى ايران و آثار ناگوار آن ، كه چنان كه گذشت در محاكمهء او يكى از گناهان او بهشمار رفته ، قتل مردانشاه ، اسپهبد يا پادوسبان نيمروز بود . نيمروز چنان كه ابن خردادبه نوشته شامل تمام قلمرو عربى دولت ساسانى مىشده . طبرى داستان قتل مردانشاه را چنين نوشته است : « خسرو حدود دو سال پيش از آنكه از سلطنت خلع شود از منجّمان و پيشگويان خود سرنوشت و انجام كار خود را پرسيد . به او گفتند كه هلاك او از سوى نيمروز خواهد بود . و او را از مردانشاه به سبب مقام رفيعش بدگمان شد ، زيرا در آن ناحيه كسى در نيرو و قدرت همسنگ او نبود . بدينسبب به او نامه كرد كه هرچه زودتر نزد او بيايد و چون او آمد ، خسرو در انديشه شد كه براى كشتن او علّتى بيابد و نيافت ، و به سبب فرمانبردارى و اخلاص او ، و اين كه پيوسته رفتار او موجب خوشنودى خسرو بوده كشتن او را روا نشمرد . و انديشيد كه بهجاى آن دستور دهد دست راست او را ببرند ، و سپس با احسان فراوان و بذل مال رضايت او را فراهم آورد . و چنين هم كرد ، ولى چون خود او هم از كارش پشيمان شده بود با يكى از بزرگان نزد مردانشاه پيغام فرستاد كه براى جبران اين عمل كه در اثر قضا و قدر پيش آمده هرچه او بخواهد به او ارزانى دارد . و مردانشاه هم با سپاس از او خواست كه خسرو سوگند ياد كند كه هرچه او خواست به او بدهد ، و يكى از ناسكان ، صحّت آن سوگند را تأييد و به او ابلاغ كند . و چون آن بزرگ اين پيغام را به خسرو رسانيد ، خسرو نيز پذيرفت و چنان كرد . و سوگند ياد كرد كه خواستهء او را هرچه باشد ، جز آنچه اساس مملكت را سست گرداند ، اجابت كند و آن نامه را با رئيس عبادتپيشگان نزد او فرستاد . و او خواستهاش را چنين گفت كه شاه دستور دهد كه او را بقتل برسانند ،
--> - آورده كه يكى از خويشان باذان در آن هنگام مرزبان مرورود بوده و احنف با او به شصت هزار درهم صلح كرد ، و آن مرزبان به او نوشت : « آنچه مرا به صلح با شما واداشت اسلام باذام بود » .