محمد مهدى ملايرى

294

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تا از آن ننگ برهد و خسرو نيز براى احتراز از سوگندشكنى چنان دستورى داد و مردانشاه بدين‌سان به قتل رسيد . « 1 » طبرى در جائى كه خبر قيام بزرگان و مردم را بر خسرو پرويز و گرفتن و زندانى كردن او را آورده ، يكى از علّتهائى كه براى دشمنى مردم با او ذكر كرده اين است كه او مردم را به چشم حقارت مىنگريسته و بزرگان را كوچك مىشمرده است . « 2 » مسأله كوچك شمردن بزرگان كشور هم ارثى است كه او از پدرش هرمزد برده بود و اين مىرساند كه شكافى كه در زمان هرمزد بين اين طبقهء بزرگان و شاه ساسانى پديد آمده بود در دوران خسرو پرويز هم نه‌تنها از ميان نرفته بود بلكه همچنان وجود مىداشته است . و اين طبيعى است كه به همانگونه كه اين شاهان بزرگان دولت را تحقير مىكرده‌اند از حرمت و شوكت ايشان هم در نزد بزرگان دولت كاسته مىشده ، و مىتوان پنداشت كه به همان‌گونه كه اين بدبينى دوسويه باعث سقوط هرمزد گرديد ، سقوط و هلاك خسرو پرويز را هم به دنبال داشت .

--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 1058 - 1060 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1043 .