محمد مهدى ملايرى

292

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خود مدّتى فرمان‌روائى آنجا را داشت ، برگزيده مىشدند . اين فرمان‌روايان و خاندان آنها به سبب طول مقام در آن سرزمين و معاشرت با مردم آنجا با زبان و فرهنگ و آداب و رسوم آنجا هم آشنا و با آن مأنوس شده بودند ، و حتّى برخى از آنان از خاندانهاى يمنى زن خواسته و از اين راه با برخى از قبايل عربى يمن پيوند يافته بودند . و بدين‌سان نسلى از همين ايرانيان در يمن به‌وجود آمده بود كه از مادر به قبايل عرب مىپيوستند ، ايرانيانى كه با برخى از نمونه‌هاى سرشناس آنها در گفتار آينده آشنا خواهيم شد . پدر اين خرّ خسرو كه مورد بىمهرى خسرو پرويز قرار گرفت مروزان يا مرزبان نام داشت ، و هرمز پدر خسرو پرويز او را به فرماندهى يمن برگزيده بود ، او در يمن صاحب فرزندانى شده بود كه در همانجا رشد كرده و تربيت يافته بودند . به نوشتهء طبرى مروزان را دو پسر بود ؛ يكى همين خرّ خسرو كه زبان عربى را خوش داشت و شعر عربى روايت مىكرد ، و متأدّب به آداب عربى بود و ديگرى اسوارى بود كه به فارسى سخن مىگفت و به آيين دهقانان مىرفت . وقتى خسرو پرويز داستانهائى از دلاوريهاى مروزان شنيد و خواست او را ببيند ، به او نوشت كه هر كس را مىخواهد به جانشينى خود برگزيند و خود به درگاه رود ، او هم خرّ خسرو را جانشين خود ساخت و خود عازم ايران شد . ولى در بين راه روزگار او سرآمد و تابوت او را به ايران بردند ، و بدين‌ترتيب خرّ خسرو فرمان‌رواى يمن شد . ولى به سببى خسرو بر او خشمناك شد و به شرحى كه گذشت او را به دربار احضار كرد . طبرى علّت خشم خسرو را « تعرّب » خرّ خسرو دانسته ، و گويد وقتى شنيد كه خرّ خسرو در يمن آيين دهقانان فروهشته و به آيين عربان مىرود ، بر او گران آمد و او را به دربار خواست . و با اين كار فرمان‌روائى يمن را از خاندان وهرز برگرفت و خود از ايران فرمان‌روائى به نام باذان بدانجا فرستاد « 1 » كه ظاهرا از خاندانهاى كهن خراسان بود . « 2 »

--> ( 1 ) - تفصيل اين وقايع در تاريخ طبرى در اين‌جاها آمده است : 1 / 958 و 1 / 1039 و 1 / 1040 . ( 2 ) - بلاذرى در فتوح البلدان ، ص 502 در شرح جنگهاى احنف بن قيس در خراسان