محمد مهدى ملايرى

291

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

چنين بوده كه اين كاروان كه از يمن عازم تيسفون بوده در قلمرو قبيلهء بنى يربوع مورد حملهء آن قبيله قرار مىگيرد و هرآنچه از مال و منال و كالا و چهارپايان با آنها بوده پس از جنگ و كشتارى كه در كاروان به راه مىاندازند به تاراج مىبرند . نگهبانان آن كاروان كه همه‌چيز خود را از دست داده بوده‌اند نزد هوذة بن على امير يمامه كه خود او يكى از محافظان كاروان در قلمرو خود بوده مىروند ، و او آنها را تيمار كرده با آنها عازم دربار خسرو مىگردد . خسرو كه كار او را به ديدهء رضا مىنگرد به پاداش اين خدمت او را خلعتى مىبخشد كه از آن‌جمله رشتهء مرواريدى بوده كه همچون تاج به سر مىبسته‌اند و به‌همين‌سبب اعراب او را ذو التاج لقب داده بودند ، آنگاه خسرو او را با پيكى به نزد دادفروز گشنسپان كارگزار خود در بحرين كه اعراب او را مكعبر مىخواندند و وصف او در گفتارى گذشت مىفرستد تا آن قبيله را به كيفر اعمال خود برساند و او هم آنها را در دژ مشقّر كه مقر فرماندهى او بوده ، به كيفرى سخت مىرساند كه در تاريخها كم‌وبيش به تفصيل يا به اجمال آمده و در ايّام العرب هم چنان كه گفته شد به نام يوم المشقّر ياد شده است « 1 » . خرّ خسرو فرمان‌رواى يمن خشم و بدگمانى خسرو پرويز در سرزمينهاى عربى تنها متوجّه اعراب و كارگزاران عرب او نبوده است . كارگزاران ايرانى او هم در اين منطقه از اين بدگمانى و سخت‌گيرى و كيفرهاى سخت در امان نبوده‌اند است . از نمونه‌هاى اين خشم و بدگمانى يكى هم احضار خرّ خسرو فرمان‌رواى يمن به تيسفون به قصد كيفر او بوده كه به گفتهء طبرى با شفاعت يكى از بزرگان از مرگ نجات يافته ولى ديگر به يمن بازنگشته و فرمان‌روائى يمن از سوى خسرو به فرد ديگرى از خاندانهاى كهن ايرانى واگذار شده است . فرمان‌روايان يمن تا اين تاريخ معمولا از خاندان وهرز سردارى كه انوشروان نخستين‌بار او را براى بيرون راندن حبشيها از يمن به آنجا گسيل داشته بود ، و او

--> ( 1 ) - طبرى 1 / 984 تا 988