محمد مهدى ملايرى

282

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دير معروف هند در حيره كه تا مدّتها پس از اين تاريخ هم همچنان برپاى بوده ، ديرى بوده است كه همين نعمان براى خواهر يا مادرش هند كه مسيحى بوده است ساخته بوده . مسيحى شدن خود نعمان را بين سالهاى 591 تا 595 ميلادى نوشته‌اند كه مصادف با دوران خسروپرويز است . « 1 » در مطالعهء اوضاع آن زمان از اين موضوع نمىتوان به سادگى گذشت ، زيرا مسيحى شدن نعمان يعنى هم‌كيش شدن او با روميان ، دشمنان بالفعل يا بالقوهء ايران ، همهء معادلات و حسابهائى را كه در سياست كلّى ايران نسبت به مرزهاى غربى روابط آن با روم تا آن زمان مطرح مىبود بكلّى دگرگون مىساخت . از اين پس اميرنشين حيره آن سنگر دفاعى قابل اطمينان ، كه هم‌آهنگ با پادگانهاى مرزى كه ذكرشان در گفتار پنجم همين كتاب گذشت امنيّت مناطق غربى ايران را برعهده داشتند ، نبود . ديگر از نعمان هم‌كيش با روميان نمىشد انتظار داشت كه براى خسروپرويز در سياست كلّى او با روم ، همان عامل صديق و قابل اعتمادى باشد كه منذر در زمان انوشروان و جنگهاى او با ژوستىنين براى او بود و با جنگها و رشادتهايش در مبارزهء با امير غسّانى طرفدار روم آن‌چنان اعتماد انوشروان را به خود جلب كند كه بر قلمرو فرمان‌روائى او بيفزايد . در اين دوران جاى آن اعتماد را نسبت به امير حيره در دل خسروپرويز بدگمانى گرفته بود ؛ بدگمانى از اين‌كه نعمان عاملى در دست روم گردد ، و در اجراى سياست آن دولت ، به تحريك و آشوب در قلمرو عرب‌نشين ايران و مرزهاى غربى ايران با روم بپردازد ، و در هنگام ضرورت و جنگ هم به‌جاى همكارى با ديگر مدافعان ايرانى ، خود به كمك مهاجمان شتابد ، و از پشت به مدافعان ايرانى بتازد .

--> ( 1 ) - اين‌ها را در خطابهء هشتم استاد فقيد تقىزاده در موضوع « تاريخ عربستان و قوم عرب در اوان ظهور اسلام و قبل از آن » ، دفتر 3 ، ص 20 - 22 خواهيد يافت . اين هم در اين‌جا اضافه شود كه مرحوم تقىزاده اين مطلب را از طبرى نقل كرده ، و اين سهو قلمى است از آن مرحوم . چون طبرى در نقل مطالب اين دو نامه هيچ اشاره‌اى به قتل نعمان ندارد . از ميان مورّخانى كه آثارشان در دست است جز دينورى و بلعمى از اين موضوع ياد نكرده‌اند . توضيح بيشتر را دراين‌باره در كتاب « الترجمة و النقل عن الفارسية . . . » انتشارات دانشگاه لبنان ، بيروت 1964 ، ص 148 و 190 ، خواهيد يافت .