محمد مهدى ملايرى
279
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اعمال او سرچشمه گرفته ، ولى آنچه باعث شده كه در اين نامه ذكر شود و خسرو به سبب آنها بازخواست گردد ، نه جنبهء شخصى آنها ، بلكه جنبهء اجتماعى و اثر نامساعد آنها بر كشور و مردم بوده است . مانند پس ندادن دار مسيح به روميان كه ازآنرو از خطاهاى خسرو شمرده شده كه جنگ روميان را با ايران ، چنان كه در گفتار پيش گذشت ، به صورت جنگ مقدّس و مذهبى درآورده و همهء مسيحيان روم و متصرّفات آسيائى آن و حتّى ارمنستان ايران را هم به كمك هراكليوس برانگيخته و همه را در پيكار با ايرانيان يكدل و يكزبان ساخته بود . كشتن نعمان پادشاه دستنشاندهء حيره كه در اين نامهها ذكرى از او رفته و خسرو به سبب آن بازخواست شده نيز از همين قبيل است . زيرا اين رويداد نمودار سياستى از خسروپرويز در منطقهء عربنشين بوده است كه سران و سردارانى كه او را به داورى كشيده بودند آن را در مصلحت ملك و ملّت نمىديدند . و چون اين امر يعنى سياست عربى خسروپرويز ، كه بهجز اين رويداد نمودهاى ديگرى هم در تاريخ آن دوران داشته كه برخى از آنها در همين نامهها هم منعكس شده ، يكى از عواملى بوده است كه در حوادث اين دوران و سير آنها در مسيرى كه جريان يافت تأثير كلّى داشته تاكنون چنان كه درخور اهمّيّت آن بوده مورد توجّه قرار نگرفته است . ازاينرو در اينجا با تفصيل بيشترى از آن سخن خواهد رفت و به برخى از نمودهاى ديگر آن هم اشاره خواهد شد . سياست عربى خسروپرويز چنان كه پيش از اين به مناسبتهاى مختلف ذكر شده سياست كلّى و ديرينهء دولت ايران در سرزمينهاى عربى اين بوده است كه مرزبانان و فرمانروايان ايرانى در امور داخلى عربها بههيچروى دخالت نكنند و ادارهء امور آنها بر روال سنّت ايشان همچنان بر عهدهء شيوخ قبايل كه معمولا از خاندانهاى سرشناس عرب بودهاند واگذار مىشده ، و حتّى حفظ امنيّت كاروانهاى بازرگانى كه از وظائف اصلى كارگزاران ايرانى بوده در قلمرو هريك از قبايل عربى در مقابل پرداخت حق الزّحمهاى كه به آن حق الخفاره مىگفتند