محمد مهدى ملايرى
234
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پرسشى در انتظار پاسخ پرسشى است مهم و درخور تأمّل كه پاسخ صحيح آن گذشته از اينكه معلومات تازهاى بر دانستههاى كنونى ما مىافزايد در پرتو آن مىتوان ، هم بسيارى از ابهامهاى موجود در تاريخ آن دوران را از ميان برداشت ، و هم برخى از مسايلى را كه همچون مسلّمات تاريخى اين دوران روايت مىشود در معرض شك و ترديد قرار داد ، و از نو به نقد و بررسى آنها پرداخت . آن پرسش اين است كه چرا دولت ساسانى با آنكه مقارن حملهء اعراب به ايران بسى نيرومندتر از دولت روم شرقى بود ، آنچنانكه تا كمى پيش از آن تاريخ سپاهيان ايران بخش بزرگى از متصرّفات آسيائى دولت روم را در تصرّف داشتند ؛ قسطنطنيه پايتخت آن دولت را در محاصره گرفته و علاوه بر متصرّفات آسيائى آن دولت تا مصر هم در افريقا پيشرفته بودند ، ولى بااينحال دولت روم توانست در برابر حملهء عربها پايدار ماند و پايتخت و سرزمين اصلى خود را از دسترس آنان دور نگه دارد ، و تا قرنها پس از اين دوران هم همچنان دولتى نيرومند و رقيب سرسختى براى خلافت اسلامى باقى بماند و شاهد انقراض خلافت امويان در شام در قرن دوّم هجرى ، و پايان كار خلافت عبّاسى در بغداد قرن هفتم هجرى گردد ، امّا دولت ساسانى در برابر حملهء اعراب پايدارى نتوانست و با دو سه جنگ در رقعهء نسبتا كوچكى از غرب ايران كه نسبت به قلمرو بسيار گستردهى ايران آن روز به چيزى شمرده نمىشد از پاى درآمد . آنچه بر اهمّيّت اين پرسش و پاسخ آن مىافزايد اين است كه اعراب ، در اين دورهاى كه آن را « دورهء فتوحات » ناميدهاند و معمولا ايران و روم را به عنوان دو كشور مغلوب با هم ذكر مىكنند ، از متصرفات روم تقريبا به همان مناطقى دست يافتند كه تا كمى پيش از اين تاريخ در تصرّف سرداران ايرانى بود و سپاهيان روم از آنجاها رانده شده بودند ، و از زمانى هم كه سپاهيان ايرانى پس از قتل خسروپرويز و آشفتگى وضع داخلى ايران اين مناطق را ترك كرده بودند هنوز آن اندازه نگذشته بود كه دولت روم بتواند در آنجاها بهخوبى مستقر گردد . و بههمينسبب بود كه قبايل عرب كه در زمان عمر براى شركت در