محمد مهدى ملايرى
215
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
امرؤ القيس و سياست عربى دولت ساسانى داستان امرؤ القيس مشهورترين شاعر دوران جاهلى كه قصيدهء او با مطلع « قفا نبك من ذكرى حبيب و منزل » همواره در مقدمهء معلّقات ذكر مىشود ، و درگيرى او با سياست عربى دولت ساسانى در حيره ، كه بدان اشاره شد ، بنا بر روايتى مشهور چنين خلاصه مىشود : امرؤ القيس از قبيلهء كنده و از بزرگان و اشراف آن قبيله بود . قبيلهء كنده نخست در نزديكى حضرموت مىزيسته و سپس تيرههائى از آنها به شمال كوچيده و در نزديكيهاى مرز عراق هم آمدورفت داشتهاند . اين قبيله در دورههائى از تاريخ از قرن پنجم ميلادى به اين طرف در بين قبائل عربى اين ناحيه شأن و شوكتى يافته بود و از همين دوران كه رياست آنها با اميرى به نام حجر بوده كه به لقب آكل المرار خوانده مىشده امارت در فرزندان او ادامه يافته و بههمينسبب اين خاندان كه امرؤ القيس هم از آن بوده به نام آكل المرار هم خوانده مىشدهاند و غالبا با خاندان آل منذر در حيره و غسانيان در شام لاف همسرى مىزدهاند . امرؤ القيس كوچكترين نوادهء حارث بود كه قباد پادشاه ساسانى هنگامى كه به منذر بن ماء السماء امير دستنشاندهء خود در حيره خشمناك شده و او را از امارت آنجا برداشته بود ، اين حارث را بهجاى او به امارت حيره گماشت و با اين كار امارت حيره را از خاندان نصر به خاندان اكل المرار انتقال داد . اين قبيله براى دولت ايران ناآشنا نبود . در گفتارى كه با عنوان « ايرانيان در عربستان » گذشت ، از مرزبانانى به نام سخت و سنداد سخن رفت كه به نوشتهء حمزه اصفهانى از سوى دولت ايران به فرمانروائى منطقهء كنده و حضرموت منصوب شده بودند ، و دربارهء سنداد اين مطلب هم از قول حمزه نقل شد كه اقامت او در آن منطقه به درازا كشيد و دژ يا كاخ معروف ذى الشرفات را هم كه مانند خورنق و سدير از بناهاى معروفى بوده كه در اشعار عربى ذكر مىشده ، و كمى پس از اين دربارهء آن توضيح بيشترى خواهد آمد ، او ساخته بود . بنابراين حارث كه از خاندان امراى آن منطقه بوده براى پادشاه ساسانى كه او را به امارت حيره برگزيده فردى ناشناس و گمنام نبوده است .