محمد مهدى ملايرى

20

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آن‌جا جز به زبان مادرى سخن گويد ، هرچند در بيرون از خانه با هم‌سالان عرب خود به عربى حرف مىزده و عربى هم آموخته است . از نخستين مشاغلى كه براى حسن در دوران جوانى در بصره نوشته‌اند اين است كه وى در دورانى كه زياد در خلافت معاويه فرمان‌روايى عراق را داشته كه شامل همهء ايران و خراسان هم مىشده و او ربيع بن زياد را به امارت خراسان منصوب ساخته ، ربيع حسن بصرى را به عنوان كاتب يا دبير خود انتخاب كرده و با خود به خراسان برده است « 1 » . شايد دور از واقع نباشد اگر علّت اين انتخاب را دو زبانى بودن حسن بدانيم . چون امر دبيرى يا كتابت در خراسان آن سرزمين گستردهء فارسى زبان با كاتبى عرب زبان كه زبان مردم محل را نمىدانسته راست نمىآمده ، و اين را امرايى كه به آن‌جا مىرفته‌اند به‌خوبى مىدانسته‌اند . زيرا دبير يا كاتب امير در آن‌جا مىبايستى هم وسيلهء ارتباط او با مردم محل باشد و هم مترجمى براى امير . هنگامى هم كه حسن به‌طور دايم در زادگاه پدرى خويش مستقر گرديد و در مسجد نوبنياد بصره به درس و بحث و وعظ و ارشاد پرداخت ، نفوذ كلام او در مردم بومى و گرايش ايشان به او روزافزون گرديد ؛ بدان حد كه حسن با پشت‌گرمى آنان در بصره داراى آن‌چنان قدرتى گرديده بود كه در سخنان خود از امراى جابر آن زمان هم‌چون حجّاج بن يوسف آشكارا انتقاد مىكرد و حجّاج هم به سبب پشتيبانى گستردهء مردم محل از او از آسيب رساندن به او خوددارى مىكرد « 2 » . حجّاج اين را به زبان نمىآورده ، ولى مروان بن المهلب كه از سوى برادرش زياد كه دعوى خلافت داشته و در بصره به دعوت مردم به جهاد با

--> ( 1 ) - يعقوبى ، البلدان ، ص 297 - الفهرست ، چاپ تجدد 202 ، بلاذرى . دبيرى حسن را براى ربيع بن زياد در سفر اول ربيع به آن ناحيه كه از سوى عبد اللّه بن عامر امير بصره در خلافت عثمان براى فتح سيستان اعزام شده بود نوشته است . فتوح البلدان ، ص 485 ، و اين اشتباه است چون در آن تاريخ ( 30 هجرى ) حسن هنوز در مدينه كودكى هشت نه ساله بوده است . ( 2 ) - طبرى ، 4 / 91 - 2490 ، شرحى از گفت‌وگوى حجاج را با حسن و پرخاش‌هاى حجاج را به او و سخنان حسن را كه براى حجاج ناخوشايند مىبوده نقل كرده است .