محمد مهدى ملايرى
197
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كه گروهى از عربها آباديهاى سواد را مورد تاختوتاز و غارت قرار مىدهند . او دستور داد كه باروهاى شهر الّيس را كه شاپور ذو الاكتاف ساخته بود از نو بسازند و آنجا را پادگانى براى پاسدارى آباديهاى نزديك باديه گردانيد ، و آنگاه بفرمود تا از هيت در امتداد حاشيهء صحرا تا كاظمه نزديك بصره خندقى بكنند كه به دريا بپيوندند ، و در كنارههاى اين خندق هم ديدهبانيها و پادگانهائى استوار ساخت تا مانع نفوذ باديهنشينان به سرزمينهاى سواد شوند » « 1 » . ياقوت كه داستان جدا شدن هيت و عانات را از انبار نقل كرده دربارهء خندقى كه از هيت تا كاظمه ادامه داشته افزوده است كه اين خندق طفّ باديه را مىشكافت و به دريا مىرسيد « 2 » . هيت و عانات هيت يكى از مناطق آباد و از پادگانهاى مهمّ حاشيهء صحراى عربستان بود كه در روزگار انوشروان و شايد هم پيش از او يكى از مراكز پنجگانهاى بود كه براى اقامت موقّت سفيرانى كه از خارج به دربار ايران مىآمدند معيّن شده بود ، تا در آنجاها هدف از مأموريّت خود را براى نمايندهء دولت روشن سازند ، و آنگاه خبر ورود آنها و هدف از مأموريتشان با پيك تيزتك به دربار ارسال گردد ، و پس از كسب اجازه آنها را با تشريفات رسمى به پايتخت برسانند . ابن خردادبه اين پنج محل را چنين نوشته است : هيت براى آنها كه از شام مىآمدهاند ، عذيب براى آنها كه از حجاز مىآمدهاند ، آنها كه از فارس مىآمدهاند در صريفين و آنها كه از تركستان مىآمدهاند در حلوان ، و آنان كه از خزر و آلان مىآمدهاند در باب الابواب براى انجام چنين تشريفاتى متوقّف مىشدهاند « 3 » . هيت داراى بارو و دژى استوار بود « 4 » . ياقوت محل آن را بالاى انبار و در مجاورت صحرا در شصت و نه درجه طول
--> ( 1 ) - الاعلاق النفيسة ، ص 107 . ( 2 ) - معجم البلدان 3 / 595 ( 3 ) - ابن خردادبه ، المسالك ، ص 173 ( 4 ) - لوسترانج ، بلدان الخلافة الشرقية ، ص 90