محمد مهدى ملايرى

191

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

همين انبار را در بخش باخترى و در جنگ با روم داشته است . يكى از مراتب بسيار مهمّ دولت ساسانى سرپرستى و رياست بر انبارهاى كشور بوده است . اين مرتبت را ايران انبار گبد ( IRAN - ANBAR GBAD ) مىناميده‌اند و يكى از مناصب عاليهء نظامى به‌شمار مىرفته است و جز از خاندانهاى ممتاز هفت‌گانه كسى نمىتوانسته عهده‌دار آن شود ، و آن هم مانند برخى از مناصب بزرگ در خاندانهائى موروثى بوده است . « 1 » اهمّيّت اين منصب از اهمّيّت كارى كه بر عهدهء صاحب آن بوده سرچشمه مىگرفته ، چون وى وظيفه داشته كه پيوسته حتّى در زمان صلح انبارها را آنچنان از هر لحاظ آماده و انباشته نگاه دارد كه اگر جنگى هم هرچند ناگهانى پيش آيد در كمترين مدّت بتواند به تجهيز سپاه و تأمين احتياجات آنها بپردازد و در تمام دوران جنگ هم همچنان نياز ميدانهاى جنگ و جنگاوران را برآورد . انبار يا فيروز شاپور يكى از تسوج‌هاى چهارگانهء استانى از استانهاى دوازده‌گانهء سورستان بوده كه در عربى به نام استان العال خوانده مىشده « 2 » كه لا بد نام فارسى آن استان بالا بوده است . اين شهر بر ساحل چپ رود فرات قرار داشته و اهمّيّت اقتصادى و نظامى آن هم در اين بوده كه گذشته از عمران و آبادى « 3 » بر سر دو راه اصلى از راههاى بازرگانى و نظامى دنياى قديم قرار داشته است : يكى راه زمينى كه آن را از شرق به تيسفون و جادهء خراسان مىپيوست ، و از غرب به شهرهاى روم و مغرب ديگر راه آبى بود كه از طريق فرات به آب راه دجله ، و از آنجا به خليج فارس و درياى آزاد راه مىيافت . در اين دوران ، كه در اينجا از آن سخن مىرود ، انبار را از سوى ايران مرزبانى بود كه در عربى نام او را « بسفروخ » نوشته‌اند . نام اين مرزبان در داستان

--> ( 1 ) - Christensen . Iran . Sass . p . 102 , 210 ( 2 ) - ابن خردادبه ، المسالك ، ص 7 و 8 . قدامه ، المسالك ، ص 235 . ( 3 ) - تسوج انبار داراى چهار دهستان بود و خراج آنجا دو هزار و سيصد كر گندم و يك هزار و چهارصد كر جو و يكصد و پنجاه هزار درهم نقد بود ( المسالك ، ص 8 ) از اين ارقام برمىآيد كه منطقه‌اى بسيار آباد و پرنعمت بوده است .