محمد مهدى ملايرى
192
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جنگ و گريزهاى مثنّى بن حارثهء شيبانى در اين مناطق آمده است « 1 » . يكى ديگر از بزرگان عصر اخير ساسانى را هم بدين نام در پادشاهى پوران دخت دختر خسروپرويز مىيابيم ، و آن كسى است كه در تاريخ طبرى نامش فسفروخ پسر ماخرشيذان « 2 » ، و در فارسنامه ، بسفرّخ آمده ، و نوشتهاند كه او بود كه با برادرانش شهربراز يكى از سرداران ايرانى را كه مدّتى بر تخت سلطنت نشسته بود بكشتند . به نوشتهء طبرى ، پوران دخت كه پس از شهربراز به سلطنت نشست مقام و مرتبت شهربراز را به او داد ، و او را وزير خود گردانيد . در هنگامى كه امام على بن ابيطالب در دوران خلافت خود از كوفه به سوى انبار رفت و دهقانان آنجا به استقبالش شتافتند ، آن دهقانها را در مآخذ عربى « بنو خوش نوشك » ، يعنى « خاندان خوش نوشك » نوشتهاند ، كه لا بد به نام يكى از اجدادشان كه خوشنوش نام داشته است شهرت يافته بودهاند « 3 » . به نوشتهء بلاذرى خاندان شيلى يكى از خاندانهاى معروف اين ديار كه نسب آنها به فرخزادان مروزى مىرسيده چنين مىگفتهاند كه نهر معروف شيلى را در اين ناحيه شاپور پادشاه ساسانى براى جدّشان در هنگامى كه او را به يغنيا يكى از بخشهاى انبار كوچانده بوده است حفر كرده بوده « 4 » . بلاذرى همچنين نوشته است كه دهقانان انبار از سعد بن ابى وقاص خواستند نهرى را كه پيش از آن از پادشاه ايران خواسته بودند براى آنان حفر كند و او به اين كار نرسيده بوده ، سعد براى آنها حفر كند . سعد هم كندن آن را به سعد بن عمر واگذار كرد ، ولى او از عهده برنيامد ، چون به كوهى برخورد كرد كه كندن آن را در توان خويش نيافت . و اين كار تا زمان حجّاج بن يوسف همچنان ناكرده ماند و حجّاج به كندن آن توفيق يافت . و از اينجا است كه كوه به نام حجّاج خوانده شد ، ولى نهر به نام سعد ابن عمر معروف گرديد « 5 » . در تاريخهاى عربى در بسيارى موارد نام حيره و انبار با هم برده مىشود ، و اين بدانسبب است كه اين دو شهر از قديم با هم ارتباط داشتهاند زيرا در دوران
--> ( 1 ) - الاخبار الطوال ، ص 116 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1064 . ( 3 ) - پيكار صفين ، ص 199 . ( 4 ) - فتوح ، ص 327 . ( 5 ) - فتوح ، ص 336 .